تاريخ انتشار :چهارشنبه ۱۸ فروردین ۹۵.::. ساعت : ۹:۳۱ ب.ظ
فاقددیدگاه

آتش بس متزلزل در قره باغ

در این گفت و گو که در شماره چهارشنبه 18 فروردین 1395 خورشیدی با عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، انتشار یافته است، می خوانیم: در حالیکه روز گذشته اخبار ضد و نقیضی در مورد آتش بس و ترک مخاصمه میان ارمنستان و آذربایجان منتشر شد، اهمیت بحران قره باغ و تنش میان دو کشور همسایه در همجواری کشورمان با شباهت های فرهنگی و دغدغه های امنیتی در دو سوی مرزها و ایفای نقش فعال دستگاه سیاست خارجی ایران نسبت به این مسئله، موجب شد با یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در مورد این بحران و پتانسل ایران برای ایفای نقش میانجیگرانه در این تنش گفت و گو کنیم. این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در این گفت و گو اعتبار ایران را نسبت به روسیه و ترکیه از چند جهت مورد تاکید قرار داد و به تشریح آن پرداخت.
صبح روز گذشته وزیر دفاع آذربایجان از آمادگی کشورش برای حمله به مرکز قره باغ حرف زد و بعد از ظهر وزارت دفاع ارمنستان اعلام کرد که دو کشور به توافق و ترک مخاصمه دست یافتند. بعد از این اظهارات وزارت دفاع آذربایجان اعلام کرد از توافق گفته شده اطلاعی ندارد و درنهایت در واپسین ساعات روز گذشته با صدور اطلاعیه ای از حصول توافق خبر داد.
پیش از آن وزیر امور خارجه کشورمان نیز روز گذشته در دیدار با همتای آذربایجانی خود خواستار پایان یافتن درگیری ها شد و آمادگی کشورمان را برای میانجیگری اعلام کرد. ترک مخاصمه و آتش بس موقتی چیزی از نقش سه بازیگر روسیه، ترکیه و ایران و اهمیت آنها در بحران قره باغ را نمی کاهد و نیازمند بررسی بیشتر است.
**بحران قره باغ و بازیگران در گیر در آن
شاید در نگاه اول بحران ناگورنو- قره باغ امر و موضوعی مختص به دو کشور ارمنستان و آذربایجان دیده شود و وقتی که این واقعیت در درون ظرف بزرگتری بنام سیستم جهانی قرار گرفته شود از چنین تقلیلی کاسته خواهد شد و همزمان نقش چندین بازیگر و قدرت جهانی و منطقه ای در آن نمایان می شود.
قبل از فروپاشی شوروی اولین ضربه به استیلای شوروی بر اوراسیا با جدا شدن چین از شوروی رقم خورد. اما غم انگیزتر از آن برای روس ها بعد از فروپاشی شوروی و پایان استیلای شوروی بر جمهوری های اطرافش و به عقب راندن مرزهایش در جبهه های جنوبی و غربی خلائی استراتژیک در اورآسیا و آسیای میانه و قفقاز پدید آمد که زمینه را برای بلندپروازی ترک ها و امپراتوری ترک فراهم
آورد.
جدا شدن و استقلال کشورهای قفقاز جنوبی باعث شد که دست روسیه نوین از منابع غنی انرژی این منطقه کوتاه شود و البته به خاطر اینکه کشورهای تازه استقلال یافته به تنهایی نمی توانستند امنیت خود را تامین کنند در صحنه بین الملل دست به یارگیری های زدند. روسیه نیز که از دوره طولانی جنگ سرد خسته و درهم شکسته بیرون آمد همچنان خود را محق به ورود به مناقشات کشورها و جمهوری های استقلال یافته از خود می دانست.
در این گیر و دار و بعد از فروپاشی شوروی زخم کهنه قره باغ سر باز زد و منجر به جنگی سه ساله میان دو کشور ارمنستان و آذربایجان شد. در این دوره روسیه ثابت کرد که اهمیت دو چندانی به بحران های موجود در مناطق تحت استیلایش می دهد و با جانب داری از ارمنستان در سال 1994 با آتش بس به این بحران پایان داد.
**فعال شدن روسیه در سه جبهه غرب، شرق و فضای میانی اوراسیا
در جبهه غرب قضیه تا حدودی متفاوت تر بود اما در سیمای کلی در ارتباط با تمام اوراسیا و سرنوشت روسیه نوین بود. روسیه با از دست دادن کشورهای حوزه بالتیک و اوکراین در غرب به صورت دردناکی به عقب رانده شد و راه ورودش به دنیا و آبهای بیرونی از جمله دریای سیاه بسته شد.
اوکراین از اولین کشورهایی بود که وارد جبهه غرب و ناتو شد و فضا را بر روسیه نوین به شدت تنگ کرد. جنگ سرد با غرب و نتیجه آن فروپاشی شوروی در سال 1990 بر این کشور آن چنان گران آمد که روسیه نوین را کشوری جهان سومی و در حد و اندازه های یک قدرت منطقه ای قلمداد می کردند.
به واقع می توان این امر را نیز تایید کرد چرا که به گفته برژینسکی روسیه بدون 52 میلیون اسلاو اوکراینی قدرتی آسیایی بیش نبود. روسیه بعد از گذشت بیست سال متوجه شد که برای فرار از وضعیت موجود در سه جبهه اوراسیا وارد کارزار شود، همان سه جبهه ای که رقیب آن آمریکا با نفوذ و تسلط بر آنها شوروی را به این روز انداخت. جبهه اول پیوند و اتصال به چین و حوزه شرقی اوراسیا است.
ارتباط و همکاری اقتصادی نظامی شوروی و چین در سال های اخیر از این امر حکایت می کند. مهمتر از آن پیشروی در غرب اوراسیا بخصوص اوکراین بود. با بحران و اغتشاش در اوکراین در سال 2011 روس ها فضا را برای از پیله برون آمدن مهیا دیدن و با یک اقدام غیره قابل پیش بینی اما جسارت آمیز کریمه را به خود ملحق کردند. پیچیده تر و پرمخاطره تر از همه ورود بهنگام روسیه در مسائل خاورمیانه و بحران سوریه بود.
**دوره جدید تنش ها در جهان و ارتباط آنها با هم
این وقایع با افول وصف ناپذیر قدرت رویایی آمریکا در سیستم جهانی همراه شد. هر چند آمریکا در تمامی این حوزه ها دست به اقداماتی بازدارنده زد اما تقریبا در همه آنها روسیه پیروز نسبی بیرون آمد. در این میان کشورهای نوظهور و قدرت های منطقه ای در همسایگی روسیه بوجود آمدند که نه روس ها و نه آمریکا نمی توانند نقش منطقه ای آنها را نادیده بگیرند.
ایران و ترکیه دو قدرتی بودند که توانستند در خلا قدرتی چند ساله خود را بالا بکشند و توانستند منافعی در آسیای میانه و قفقاز برای خود دست و پا کنند.
هر چند روش و استراتژی این دو قدرت نسبت به هم کاملا متفاوت است. ترکیه از همان بحران ابتدای قره باغ با حمایت از آذربایجان به دنبال بازیافتن نقش خود در دوران امپراتوری عثمانی بود و ایران همکاری نیم بندی در حوزه تجاری واقتصادی با کشورهای آسیای میانه و قفقاز برقرار کرد.
اتصال ترکیه و ورود به حوزه پیرامونی قفقاز و آسیای میانه از آن جهت نسبت به ایران بهتر صورت گرفت که کشورهای این حوزه این نقش را برای ترک ها پذیرفتند. اکنون سه کشور ایران، ترکیه و روسیه در این منطقه منافع و نفوذ دارند، اما به درجات و تناسبی مختلف.
**قره باغ میدان جنگ نیابتی ترکیه و روسیه
روسیه توانست با نمایش مقتدرانه تجهزات نظامی خود در مرزهای جنوبی ترکیه یعنی کشور سوریه رقیب خود یعنی غرب، آمریکا و متحدان منطقه ایش را منکوب کند و فضا را برای ادامه حیاطش در خاورمیانه و آفریقا باز نماید. در این نمایش دراماتیک برای غرب و متحدانش تنش و سازش با هم همراه شد و ترکیه با سرنگونی جنگنده روسی فصل جدید از روابط تنش آمیز خود را با روسیه آغاز کرد. ترکیه بازی را در سوریه به روسیه باخت و روس ها ظفرمندانه از آن بیرون آمدند، اما قره باغ و آذربایجان جبهه جدیدی را برای اقدام تلافی جویانه ترک ها باز گذاشت.
ترک مخاصمه و آتش بس ارمنستان و آذربایجان در سال1994 به سود ارمنستان و متحدش یعنی روسیه و به ضرر آذربایجان و متحدش یعنی ترکیه بود. بیست درصد از خاک آذربایجان در دل این کشور متعلق به ارمنی ها و وابسته به ارمنستان شد و می توان گفت در چنین شرایطی درگیری و بالاگرفتن تنش بر سر این منطقه برای ارمنستان و روسیه عقلانی به معنای سود و هزینه نیست.
با شروع بحران در روز 14 فروردین ترکیه از باکو اعلام حمایت کرد و به گونه ای رفتار کرد که گویا خواهان بالاگرفتن تنش و رقابت با روسیه در این حوزه است. اما روس ها که در اتفاقات چند سال اخیر نشان دادند که مهره های خود را به درستی و دقت تمام جابه جا می کنند این با متفاوت از قضیه اوکراین و سوریه وارد ماجرا شدند. اگر روسیه و پوتین در مسئله اوکراین و سوریه چکشی، تهاجمی و نظامی وارد شد، در بحران قره باغ استفاده از گزینه حل مسالمت آمیز درگیری و مذاکره را ترجیح داد. روسیه حتی نسبت به رفتار ترکیه و جبهه گیری آن انتقاد و هشدار داد و وزیر خارجه این کشور اعلام کرد که با وزیر خارجه ایران در باکو در جهت حل این بحران دیدار خواهد کرد.
چند مسئله روسیه را برخلاف ترکیه از بالاگرفتن تنش و ایفای نقش نظامی برحذر میدارد: اول اینکه ارمنستان و روسیه در قره باغ دست بالا را دارند و مفاد آتش بس 1994 به سود آنهاست. دوم اینکه روسیه در دو جبهه غرب یعنی اوکراین و جنوب یعنی سوریه درگیر است و خواهان گشودن جبهه جدید آن هم در کشورهای خارج نزدیکش نیست. و در نهایت اینکه حل مسالمت آمیز مسئله راهکاری بهتر از درگیری برای جلوگیری از انتشار تروریسم در این منطقه از جهان است که در صورت چنین امری تبعات جبران ناپذیری به جا خواهد گذاشت و روسیه بیشتر از همه از آن متضرر خواهد شد.
**گزینه ایران و میانجی گری میان ارمنستان و آذربایجان
هر چند که ایران می تواند به مانند ترکیه در آسیای میانه و قفقاز رقیبی برای روس ها باشد، اما از چندین جهت منافع آنها در این منطقه همپوشانی دارد. بهترین گزینه برای ایران همانطور که در بحران قبلی قره باغ دنبال شد و در دوره کنونی نیز دنبال می شود حل بحران از طریق مذاکره است و ایران می تواند نقشی میانجی گرانه میان دو کشور داشته باشد.
نوذر شفیعی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در مورد اعتبار میانجی گری ایران نسبت به روسیه و ترکیه در بحران قره باغ میان ارمنستان و آذربایجان در گفت و گو با «ابتکار» اظهار کرد: اول اینکه ایران همسایه دو کشور است، دوم اینکه ادامه بحران تبعات احتمالی را متوجه ایران می کند همانطور که در روز اول بحران صورت گرفت، سوم اینکه منطقه به اندازه کافی درگیر بحران و جنگ است و ظرفیت بحران جدید آن هم در مرزهای شمالی کشور را ندارد، چهارم اینکه روسیه در این بحران به صراحت از ارمنستان حمایت می کند البته به گونه ای که موجب رنجش آذربایجان و تشدید منازعه نشود، و ترکیه از آذربایجان حمایت می کند.
عضو کمیسیون سیاست خارجی مجلس ادامه داد: بنابراین دو کشور روسیه و ترکیه به خاطر نقش حمایت گرانه از یکی از طرفین درگیری نمی توانند بهتر از ایران عمل کنند و پتانسل میانجی گری را ندارند. شفیعی افزود: ورود ایران به عنوان میانجی گر می تواند مورد استقبال روس ها قرار گیرد و ترکیه نیز به اکره از آن استقبال می کند.
این عضو مجلس نهم گفت: در مجموع به حکم نزدیکی جغرافیایی، به حکم فرهنگ و به حکم ژئوپلیتیک یک نقش و جایگاه اساسی برای میانجی گری ایران موجود است که البته مستلزم این است که طرفین درگیر و متحدان آن این نقش را بپذیرند.
*منبع: روزنامه ابتکار
**گروه اطلاع رسانی**9370**9131

برچسب‌ها

نظرات بسته شده است.

517