تاريخ انتشار :جمعه ۲ دی ۹۰.::. ساعت : ۸:۴۲ ق.ظ
فاقدديدگاه

رودخانه ارس

aras2 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با اقتباس ازتحقیق آقای منصور حسین قلی زاده

رودخانه ارس از ارتفاعات مين‏گول( در زبان ترکی به معنی هزار استخر )به ارتفاع 3152 متر در جنوب ارزروم در تركيه سرچشمه مى‏گيرد ابتدا به طرف شمال‏غربى و سپس به طرف شمال‏شرق متوجهمى‏شود و از جنوب و مشرق و شمال‏شرق كوهى به نام پالان توكنداغ  به ارتفاع 3135 متر در جنوب ارزروم قرارگرفته‏اند ميگذرد پس از گذشتن از شرق حسن‏قلعه به طرف شرق متوجه ميگردد و از جنوب ارتفاعات قارص و شمال كوههاى آرارات بزرگبا جذب شاخه‏هاى متعددى جريان پيدا مى‏كند و وارد جلگه ايروان در خاكجمهورى ارمنستان ميگردد. و پس از پيوستن ارس به آرپاچاى ،  مرز مشتركايران و جمهورى ‏ارمنستان و جمهورى ‏آذربايجان را تا محلىبنام بهرام ‏تپه تشكيل مى‏دهد. و بعد از طى حدود 10072 كيلومتر مسافت به درياى خزرمى‏ريزد.

حوضه آبريز ارس در كشورهاى ايران وتركيه و ارمنستان و جمهورى آذربايجان قرار دارد وسعت آن تقربياً 10320 كيلومتر مربع بوده و حدود 39% (39000) كيلومتر مربع آن را اراضى ايران تشكيل مى‏دهد. در طوال مسير طى شده آن تغييراتى مشاهده مى‏شود. از جمله از سرچشمه تا جلفا مناطق صاف و كمى كوهستانى و از جلفا تا اصلاندوز كاملاً كوهستانى و صعب ‏العبور بوده و عرض و عمق اين رودخانه در مسير حركت متفاوت است در فاصله بين جلفا تا اصلاندوز كه ارس بين كوههاى قره ‏داغ و كوههاى کشور آذربایجان در جريان است در بعضى نقاط (نزديكى های روستاى قولان ) عرض آن از 20 متر هم كمتر مى ‏شود در حدود جلفا عرض آن حدود 30 متر و عمق آن 4 متر است ولی در نزديكى پلدشت عرض آن در حدود 90 تا 100 متر و عمق آن 2 متر مى ‏باشد.

در قسمتهاى سفلى به خصوص در ملتقاى رودخانه دره رود، عرض آن گاهى به 200 متر هم مى ‏رسد. به علت كوهستانى و ناهموار بودن مسير و داشتن جريان تند غير قابل كشتيرانى است. فقط در بعضى نقاط كه جريان آب آرام و عرض رودخانه بيشتر است، در سابق براى عبور و مرور از قايقهاى كوچك محلى به نام پله (بر وزن لله) استفاده مى‏ كردند كه هم اكنون متروك شده و قابل استفاده نيست.

در فاصله بين جلفا تا ورزقان رودهاى شاهمار، گرگر، داران، ايرى‏ چاى، دوزال‏ چاى، خروانق ‏چاى، به ارس مى ‏ريزنند.

رودخانه ارس از نظر جغرافيانويسان قديم و سياحان :

رودخانه ارس در منابع و اصطلاحات يونانيان و اروپائيان، آراكس( ARAX ) و اركساس و آراكسس ( ARAKSS ) بوده و از قديم اِراسك و آراسك ناميده شده در منابع عربى الّرس و در فارسى ارس و اَرس و در تركى آراز و آراس و اَراز و اَرَز نام گرفته است.

عظمت و جذابيت ارس در طول ساليان دراز و از زمانهاى بسيار دور، نظر جغرافيانويسان و سياحان را به خود معطوف داشته و طبيعت اين رودخانه آنها را وادار ساخته كه قلم به دست گرفته و خصوصيات و موقعيت آن را به رشته تحرير در آورند.

هردوت ارس را چنين معرفى مى ‏نمايد : رودخانه ارس نيز از سرزمين ماتيه‏نى سرچشمه مى ‏گيرد و چهل شاخه دارد كه مگر يكى از آنها بقيه در باتلاق و مرداب فرو مى ‏رود. در آن حوالى غذا اهالى فقط مايعى خام است و با پوست خوك آبى، پوشاك فراهم مى ‏سازند. شاخه اصلى اين رودخانه راست به طرف درياى خزر جارى است.

ابوبكراحمدبن محمدبن ‏اسحاق همدانى معروف به ابن ‏فقيه در كتاب مشهور خود به نام البلدان راجع به سرزمين ارمنستان و حد آذربايجان و رود ارس و كر چنين مى‏نويسد:  حد آذربايجان تا دو رود رس (ارس) و كر (كور) است در ارمنييه، جاى بيرون شدن رود رسّ قاليقلا (كيلكيه) است سپس از اران بگذرد و نهر اران درآن ريزد، سپس از ورثان بگذرد و به برخوردگاه دو رود آيد و بدين گونه بارود كر برخورد كند. ميان اين دو نهر، بيلقان است. سپس اين دو رود بروند تا به درياى گرگان ريزند.

ابواسحاق ابراهيم بن محمدالفارسى الاصطخرى معروف به كرخى ارس را چنين ياد مى‏كند: رود ارس آبى خوش است، از ارمينيه خيزد و به حدود موقان(مغان) نزديك رود كر رسد و به دريا اوفتد.

ابوالقاسم محمدبن حوقل بغدادى سياح معروف و جغرافى‏ دان عرب ارس را چنين مى ‏نويسد:  رود ارس … آبى گوارا و شيرين و خوب دارد. اين رود از نواحى ارمينيه داخلى بيرون آمده و به باب ورثان مى ‏رسد و از آن‏جا گذشته بخشى از آن به كر و بخش ديگرى به درياچه طبرستان مى ‏ريزد.

در كتاب حدودالعالم من‏ المشرق و المغرب كه در سال 372 ه – ق تأليف شده و مولف آن ناشناخته مى‏ باشد دو رود معروف ارس و كر را اين طور نقل مى‏كند و ديگر روديست آن را ارس خوانند از مشرق كوه ارمينيه به رود ازنجا(از آن جا) كه به روم پيوسته است، و روى به مشرق كرده همى رود تابرورتان(ورتان) بگذرد و بر حد ميان آذربادگان و ارمينيه و ميان اران بگذرد تا به درياى خزران افتد.

ابوالفدا در تقويم البلدان كه به قول رنو (Reinaua ) در تمام قرون وسطى در اروپا كتاب و يا رساله‏اى كه بتوان بر آن ترجيح نهاد تأليف شده رود ارس را چنين ياد مى‏كند :  رود ارس : و آن رودى است كه از كوه‏هاى قاليقلا، در طول شصت و هفت درجه و عرض سى و هفت درجه و نصف درجه مى‏گذرد. آن گاه به ورثان مى‏ آيد و در نزديكى بحر خزر با كر تلاقى كرده و تشكيل يك رود مى‏ دهند و هر دو به دريا مى ‏ريزند. آن رود ارس، چنان كه مى‏ گويند 360 شهر ويران است و گفته شده اين همان است كه خداى تعالى در قرآن در سوره‏ هاى فرقان و قاف به آن اشاره نموده است.

مولف ناشناخته كتاب«هفت كشور يا صورالا قاليم» كه در سال (748 ه – ق) تأليف كرده در باره دو رود كر و ارس چنين مى‏گويد:  رود كر و رود ارس كه از ناحيه گرجيست مى ‏آيد و به درياى آبسكون (خزر) مى ‏رود.

حمدالله مستوفى قزوينى در كتاب نزهةالقلوب ارس را چنين بيان مى ‏كند:  آب ارس از جنوب به 9ه شمال مى ‏رود و از كوههاى قاليقلا (كيليكيه) و ارزن‏الروم برمى ‏خيزد و به ولايت ارمن و آذربايجان و اران مى‏ گذرد و به آب كر قراسو ضّم شده و در حدود گشتاسفى به درياى خزر مى ‏ريزد و در اين ولايات كه ممر اين آب است بر آن زراعت بسيار است طول اين رودخانه صدو پنجاه فرسنگ باشد.

غياث‏ الدين ‏بن همام ‏الدين مشهور به خواندمير، در كتاب معروف خود به نام حبيب ‏السير در باره ارس چنين مى‏نويسد:  نهر ارس از مغرب به مشرق جارى مى ‏باشد و ابتداء آن از جبال ارمينيه است و آبش به غايت سريع ‏الجريان بود، و سلوك كشتى در آن متعسر است ، بلكه متعذر، زيرا كه بر كنارش سنگلاخ بسيار است، بعضى مكشوف و برخى مخفى و جوى(نهر) ارس ميمنت تمام دارد و هر چند از حيوانات در وى افتد اكثر به سلامت بيرون آيد.

تاورنيه سياح معروف فرانسوى در سومين سفر ( 1655ميلادى)سفر خود به ايران ارس را چنين ياد مى‏ كند: «رود ارس كه قدما اركس مى ‏ناميدند از كوه‏هاى ديگر كه از مشرق مين گول واقع هستند سرچشمه‏ هاى خود را اخذ مى ‏نمايد و بعد از آن كه به طور مارپيچ از خاك ارمنستان عبور كرد و به واسطه الحاق چندين رود ديگر عظمت حاصل نمود. در فاصله دو روز تا شماخى كه سر حد قديم حد(مار) باشد به بحر خزر مى ‏ريزد.»

شاردن سياح معروف فرانسوى(سال 1673 ميلادى) ارس را چنين ياد مى ‏كند:  اينك برگرديم به اقامتگاه خود كنار نهر ارس، اين رودخانه مشهور، ارمنستان را از ماد جدا مى ‏سازد. سرچشمه ارس در كوهى است كه مى‏ گويند كشتى نوح در انجا توقف كرد، و شايد كه اسم نهر از نام اين كوه بزرگ آرارات اشتقاق يافته است. اين رودخانه از منطقه مزبور عبور كرده و به درياى كاسپين(خزر) مى ‏ريزد.

ارس نهرى بزرگ و سخت سريع ‏السير مى ‏باشد. و به تدريج طى مسير خود با اضافه شدن انهار كوچك بسيار كه به هيچ وجه نام و نشانى ندارند و انضمام سيلابهاى بى‏ شمار بر حجم و عظمت خويش مى‏ افزايد … هنگامى كه يخ‏ها آب و برف كوه‏ هاى اطراف ذوب مى‏ شود ارس سخت تند و خشمگين مى‏ گردد به طورى كه هرگونه سد و ساختمان ديگر را از مسير خود درمى ‏نوردد…

در يك كشتى بزرگى ما از ارس عبور كرديم، اين سفينه قادر به انتقال بيست رأس اسب و سى نفر آدم در آن واحد بود. من فقط براى عبور آدم‏ها و محصولات خود از آن استفاده كردم. چهار نفر ملاح آن را مى ‏راندند. و قريب سيصد گام در طول ساحل رو به بالا سير كردند و به تدريج كه وارد وسط مسير آب رودخانه گشتند، كشتى را به اختيار جريان طبيعى گذاشتند از يك سكان نيرومند و بلندى براى خارج كردن آن از مسير نهر و هدايت سفينه به ساحل ديگر استفاده كردند جريان رودخانه با يك شدت غير قابل وصفى كشتى را به سوى پايين برد به طورى كه در يك آن پانصد گام سير كرد.

كشتى ‏رانان ارس به ترتيب مذكور از رودخانه مى‏ گذرند، و به علت صعوبتى كه در بالا رفتن آن هست بيش از دو ساعت براى رفتن و آمدن وقت قايل مى ‏شوند. در فصل زمستان كه آب رودخانه كم و پايين است با شتر از ارس مى‏گذرند. گُدار در نيم فرسنگى‏ جلفا در محلى كه بستر رودخانه بسيار پهن و جريان آب از آنجا خيلى آرام مى‏باشد واقع شده است.

گاسپارددروويل كه در سال 1812 ميلادى به ايران مسافرت كرده است ارس را بدين‏گونه بيان مى ‏نمايد:  ارس رود بزرگ آسيا است كه در زمانهاى قديم كشور شوروى را از ارمنستان جدا مى‏ كرده است اين رود از كوههايى كه در مجاورت ارزروم واقع اند سرچشمه مى‏ گيرد و سپس به وسيله چند رودخانه و نهر به خصوص آرپا چاى كه از قفقاز به آن مى‏ ريزد به صورت رود بزرگى درمى ‏آيد. رود مزبور از دامنه كوه‏هاى آرارات عبور مى‏ كند و در دشت مغان به رودخانه كر ملحق مى ‏شود و سپس در ساليان به بحر خزر مى ‏ريزد

مارسل ديولافوا مهندس و باستان‏شناس فرانسوى كه در سالهاى 84-1881 ميلادى به ايران مسافرت كرده ارس را بدين‏گونه بيان مى‏كند:  چون كالسكه در عبور از رودخانه شكستگى پيدا كرده بود تعمير آن دو روز طول كشيد و بالاخره با كوشش آهنگران ايرانى و روسى درست شد و ما توانستيم به جلفا برسيم كه دهكده فقيرانه ايست در كنار رود ارس سر حد دو مملكت ايران و روسيه است. رود ارس از زمان قديم يعنى موقعى كه سلاطين حدبياماد اقتدار داشتند تاكنون به همين نام مشهور است اين رودخانه بزرگ از جبال قارس (قارص) و ارزروم سرچشمه گرفته و پس از عبور از ارمنستان با رود كور يكى شده و به بحر خزر مى ‏ريزد.

جكسن امريكائى در سال 1903 ميلادى به ايران سفر كرده و ارس را بدين‏گونه نوشته:  پيش از ظهر روز شنبه چهاردهم مارس به جلفا واقع بر رود ارس (آراكس، باستانى) رسيدم در نوشته ‏هاى نويسندگان قديم اين رودخانه به خاطر جريان تند و بى ‏امانش ضرب‏ المثل بوده است و ويرژيل آن را رودى كه هيچ پلى را تحمل نمى ‏آورد ، نامیده است.

ارس در كتب ديگر:

احمدبن ‏ابى ‏يعقوب‏ اصفهانى معروف به ابن واضح مورخ و جغرافى ‏دان و جهانگرد معروف كه البدان خود را در سال 278 ه ق، 891 ميلادى تأليف كرده مى‏ گويد:  گفته مى‏ شود پشت سر رودخانه ارس سيصد نهر ويران است و اين همان است كه خداى متعال داستان آن و اصحاب رس را ذكر كرده است.

ابوعبدالله محمدبناحمد مقدسى جغرافى‏ دان معروف قرن چهارم 375 ه ق  985 م در كتاب احسن اتتقاسيم مى‏گويد: «اين كوهها (حارث و حويرث) از كوههاى صائف بوده‏اند رود ارس هزار شهرى بوده كه اكنون زير آن كوه هستند

ارس در قرآن:

داستان اصحاب رّس يا مردمان كناره ‏هاى ارس، يكى از داستان هاى شگفت ‏انگيز و عبرت‏ آور كتاب آسمانى قرآن مىباشد. سرگذشت اين قوم در دو آيه از دو سوره قرآن آمده است:

1 – و عاد و ثمود و اصحاب الرس و قرونا بين ذالك كثيرا و كلا ضربناله الامثال و كلا تبرنا تتبيرا

«و نيز قوم عاد و ثمود و اصحاب رَس و طوايف ديگر بسيارى بين اينها همه را به كيفر كردارشان هلاك كرديم.»

2 – كذبت قبلهم قوم نوح و اصحاب الرس و ثمود

«و پيش از آن‏ها(نيز) قوم نوح و اهل(رَس) و ثموديان(پيامبران خدا) را تكذيب كردند.»

ارس در نهج ‏البلاغه:

حضرت على در خطبه 181 از اصحاب رس سخن به ميان آورده:  شما را در روزگاري هاى گذشته عبرتى است كه ببينيد پيشينيان چگونه دست از اين جهان شسته ‏اند كجايند عمالقه و فرزندانشان(عمالقه گروهى بودند از اولاد عمليق بن لاوزين اوم بن عسام بن نوح) پادشاه يمن و حجاز، با دولت بى ‏حد كه بنيانشان كنده شد) كجايند فرعنه(پادشاه مصر) و فرزندانشان( كه از آنها اثرى نماند) كجايند مردم شهرهاى رس اصحاب مدائن ‏الرس(رس نام جاده بزرگى بود كه مردم در كنار آن گرد آمده و درخت صنوبر را شاه درخت مى‏ گفتند و آن را يافث ‏بن نوح كاشته بود پرستش مى ‏نمودند و خداوند آنها را هلاك و نابود ساخت كه پيغمبران را كشتند و احكام خدا را خاموش كردند(از بين بردند).

ارس در اوستا

در كتاب اوستا ذكر شده در كنار رود دائتى يا در سى سالگى زردتشت ، به وی امر شد كه مردم را به خداشناسى دعوت كند (بعضى از علما گمان  مى‏ كنند كه رود دائيتى يا همان رود ارس امروزى است) در فرهنگ دهخدا نيز اين امر را تأييد مى ‏نمايد. به عقيده برخى از مستشرقين ارس همان رود دائى‏تيا در اوستاست

ارس در شعر شاعران:

ارس را در بيابان جوش باشد

چو در دريا رسد خاموش باشد

«نظامى»

بوسه زن بر خاك آن وادى و مشگين كن نفس

اى صبا گر بگذرى برساحل رود ارس‏

«حافظ»

رود (آجى) و (ارس) چون رود نيل باستان

خواستار از آدمى قربان در آذربايجان

«شهريار»

ز دجله تا لب جيحون زطوس تا به ارس

زبارس تا در شوشى ز رشت تا ششتر

«قآنى»

گشتيم به يك روز، همه دشت مغان را

رود ارس و دامن كوه سبلان را

«دكترمحمود افشار»

اى صبا گر بگذرى برساحل رود ارس

بوسه‏اى بستان به ياد من از آن سيمين زمن‏

«دكترمحمود افشار»

خوشا خاك تبريز مشكين نفس‏

خوشا ساحل سبز رود ارس

«ملك‏الشعراى بهار»

برچسب‌ها,

نظرات بسته شده است.

667