تاريخ انتشار :یکشنبه ۶ تیر ۸۹.::. ساعت : ۶:۰۱ ب.ظ
فاقددیدگاه

چگونه “نه ” بگوییم ؟

استاد از شمامی‌خواهد که اگر می‌توانید روی یک طرح تحقیقی که خودش روی آن کارکرده است،به او کمک کنید. شما یک لباس پشمی خریده‌اید ودوست شما می‌خواهد در صورتامکان آن را قرض کند.

شخصی، ‌شما را برای ناهار به منزلش دعوتمی‌کند، حال آنکه شما مایل به رفت وآمد با او نیستید. اگر شما از آن دستهافرادی هستید که به دفعات در مقابل چنین درخواست‌هایی، تسلیم شده و باآنها موافقت می‌کنید ودائما از این بابت احساس ناخوشایندی دارید، ممکن استبخواهید بدانید که چرا شما هنگامی که «نه »گفتن را ترجیح می دهید «بله » می‌گویید.

شما ممکن است نگران از دست دادن ارتباطات مؤثر یا نگرانواردآمدن آسیبی به روابط باشید. بنابراین، ارتباطات خود رامانند شی شکنندهتلقی می‌کنید که البته به اطاعت های دائمی شما وابسته می‌باشد.
شما همانندبسیاری از افراد چه بسا از نه گفتن احساس گناه می کنید، چون شما آموختهاید برای اجتناب از آسیب وارد کردن به احساسات دیگران، خواسته‌های خود دستبکشید. بنابراین احساس مسئولیت شما در قبال احساسات شخصی دیگران به حقجلوه می‌کند، گویی شادی آنها در گرو موافقت شماست. بدین ترتیب ممکن استشما احساس کنید با نفی آنهابه دلیل خودخواهی و خودمداری انسان بدی هستیدزیرا به شما یاد گرفته‌اید که باید فداکار باشید وخود را نادیده انگارید.

بنابراین،شما بیش از خودتان دلواپس و متوجه دیگران هستید و وقتی از شما تقاضائیمی‌شود ممکن است احساس کنید مورد لطف وموهبت قرار گرفته‌اید. این امر سببمی‌شود تا احساس مهم بودن کنید ونگران آن باشید که در صورت مخالفت هرگزدوباره چنین تقاضایی از شما نشود.

اینها، نمونه‌هایی از احساسات دست و پاگیر هستند که می‌توانند در آزادی عمل شما مداخله کنند.

چه راههایی ، گفتن کلمه « نه »را آسانتر می‌سازد؟

اولینکاری که باید انجام داد، تشخیص احساسات دست و پاگیر یا باورهایی است که درسر شما وجود دارند.

برای مثال اگر دوستتان می‌خواهد اتومبیل شما را برایرفتن به سفر قرض کند، با گفتن کلمه نه، چه نتایج منفی را پیش بینیمی‌کنید؟

آیا می‌ترسید به کارفرمای خود پاسخ منفی بدهید،

آیا از برکنارشدناز کارتان در هراسید؟

اگر به استاد خود پاسخ منفی بدهید، آیا انتظار داریدنمره پایین را در آن درس کسب کنید؟

پس شما در ابتدا انتظار فاجعهآمیزی از«نه گفتن» تشخیص داده‌اید و در گام بعدی آن انتظارات را با واقعنگری بیشتری بیان می‌کنید.

برای مثال ممکن است به خودتان بگوئید اگر پاسخمنفی بدهم چه بسا دوستم از این که اتومبیل را به او قرض ندادم از منناراحت بشود، ولی دوست شما به خاطر این گونه مسایل ناراحت نیست او احتمالابه خاطر آن که کلمه «نه» را به صراحت به کار برده‌اید، احترام بیشتریبرایتان قائل خواهد شد.


ممکن است کارفرمای شما از این که حاضر بهاضافه کار نشدم خوشحال نباشد؛‌ اما وقتی در آن روز، اضافه‌کاری برای منمایه دردسر بود، امتناع امری موجه بوده است. وقتی با کاری که مایل بهانجامش نیستید، موافقت می کنید، احتمالا از خودتان ناراحت می‌شوید.

همچنینممکن است از دیگری برنجد و یا از او خشمگین شوید در این گونه موارد کلمه « نه »به صورت غیرکلامی ،سکوت ، فکر کردن راجع به مسائل دیگر به هنگام حضوردر جمع، ظاهر می‌گردد.

خود را نادیده انگاشتن سبب تحمیل رفتارهایناخواسته‌ای است که دیگران از ما می‌خواهند و این امر سبب می‌شود آنهانسبت به ابراز درخواست‌های غیر منطقی خود تشویق شوند. پس از آنکه باورها واعتقادات خود را به شیو ه‌ای منطقی تر مرتب کردید، برای گفتن کلمه « نه » آمادگی پیدا می‌کنید و از این امر احساس خوبی به شما دست می‌دهد.

قدمبعدی، گفتن کلمه « نه »، به شیو ه‌ای مستقیم به طرف مقابل است، به گونه‌ایکه قاطعیت در صدا و رفتار شما موج بزند. مطمئن شوید پیام‌های غیر کلامی همسنگ کلمات هستند. آیا ارتباط چشمی برقرار می کنید؟ آیا لحن کلام شما خالیاز پوزش و عذر خواهی است؟

بخاطر آنکه از سنین کودکی اجتماع شما را بهتسلیم شدن و مطیع بودن وادار کرده است، گفتن کلمه « نه »در دفعات نخست،بدون شرم کار بسیار دشوار خواهد بود. برای آسانتر ساختن این مرحله، درموقعیت‌هایی که خطر پایین دارند، گفتن پاسخ های منفی را آغاز کنید. بهخصوص زمانی که، کاملا مطمئن هستید که حق گفتن کلمه « نه » را دارید. بااین تمرین اطمینان به خود را بنا خواهید کرد ونیز توانایی گفتن کلمه نه رادر موقعیت‌های مشکل‌تر بدست خواهید آورد. و بالاخره در مواقعی که از درونبه خود مطمئن نیستید این تمرین سبب بروز اطمینان می‌شود.

به طورمعمول، گفتن نه به برخی افراد آسانتر از دیگران است احتمالا این افرادبرای شما، ‌دوستان نزدیک، ‌غریبه‌ها و خانواده هستند. وقوع یک موقعیت راپیش بینی کنید و تمرین کنید که در آن موقعیت چه خواهید گفت. گفتن کلمه نهرا به طریقی مستقیم و صریح تمرین نمایید.

نسبت به کلیه رفتارهای خود و لحنکلامتان به هنگام گفتن جمله منفی آگاه باشید . در موقعیت‌های مشکل‌تری کهنسبت به ماهیت و چگونگی پاسخ خود مطمئن نیستید، با گفتن این جمله بهدیگران: «می‌توانم درباره‌اش فکر کنم»مقداری زمان در اختیار خود بگیرید.

سپس احساسات خود را بررسی کنید چه عقاید و انتظارات نامعقولی شما را بهگفتن «نه » ‌وا می دارد.وقتی کلمه «نه » را بکار بردید و طرف مقابل همچنانبرخواسته‌اش اصرار ورزید و اولین کلمه نه شما را نشنیده گرفت. شما باید برمخالفت خود پافشاری کنید. آیا از آن دسته افرادی هستید که به آسانی تسلیممی‌شوید؟

یا آمادگی عصبانی شدن را دارند؟ شما احتمالا باید توجه آنها رابطور مؤثری جلب کنید و به آنها بگویید، اما من مخالفت کرده‌ام و واقعامنظورم مخالفت است.

به رغم اینگونه پیام‌ها چون بسیاری ازما باسازگاری و انعطا ف‌پذیری بزرگ شده‌ایم، ‌به خاطر دیگران از خواسته‌های خودمی‌گذریم.تشخیص این نکته مهم است که در این جا رفتار خود خواهانه سالموجود دارد.

شما حق دارید که «نه » را به کار ببرید و از این کار احساسخوبی داشته باشید.هر قدر به احساس شخصی و خواسته‌های خود توجه کنید. ازگفتن « بله »‌به دیگران احساس رضایت‌مندی بیشتری خواهید کرد.

 

نظرات بسته شده است.

736