تاريخ انتشار :پنجشنبه ۲۷ خرداد ۸۹.::. ساعت : ۱:۲۲ ب.ظ
فاقددیدگاه

اصول رانندگی با اتومبیلهای دیفرنسیال جلو ( Fwd )

مقدمه

رانندگی یکی از هنرهایی است که هر فرد در یک دورهسنی به یادگیری آن می پردازد و بعد از مدتی با تمرین و کسب تجربه موفق به فراگیریآن می گردد ‌، و البته هستند کسانی که بعد از مدتی رانندگی احساس تبحر خاصی مینمایند ‌، ولی در اینجا من به شما ثابت خواهم کرد بسیاری از اشخاصی که ادعا می کنندرانندگان حرفه ای هستند ‌، در واقع چیزی از رانندگی با اتومبیلهای دیفرنسیل جلو ( که موضوع مورد بحث ما در این متن می باشد ) نمی دانند و شما می توانید این موضوع رابا طرح یک سوال از آنها متوجه شوید.

در صورت از دست دادن چسبندگی جلویاتومبیل در پیچ چه باید کرد ؟
آیا جواب آنها یکی از سه سوال زیر است ؟
1
ـگاز می دهیم .
2
ـ ترمز می کنیم .
3
ـ گاز را ول می کنیم.
هر یک از سهسوال بالا به نوبت نشان دهنده کم تجربگی راننده هستند . و اما جواب صحیح سوال را دراین مقاله بطور کامل به عرض خواهم رساند .

روش صحیح رانندگی با اتومبیلهایدیفرنسیل جلو:
تغییر جهت در مسیر حرکت با پا و سریع تر رفتن بوسیله فشار بر پدالترمز همراه با سر خوردن پشت اتومبیل . ( over steer ) .
ابتدا لازم می دانم کهدو کلمه اصلی در کنترل اتومبیل را برای شما شرح دهم
Over Steer :
زمانی که درپیچ قسمت عقب اتومبیل چسبندگی خود را به مسیر حرکت از دست دهد .
Under Steer :
زمانی که در پیچ قسمت جلوی اتومبیل چسبندگی خود را به مسیر حرکت از دست دهد .
زمانی که اتومبیل شما دچار Under Steer می شود ‌، می دانید اگر پدال گاز رافشار دهید چه اتفاقی خواهد افتاد؟
تمام قدرت موتور باعث سر خوردن بیشتر چرخ جلوشده و شما را به سمت بیرون مسیر و گاردریل خواهد راند و در اینجا کاری از دست کسانیکه شما را دوست می دارند برنخواهد آمد جز دعا کردن .
گاز دادن در این نوعاتومبیلها در زمان سرخوردن محور جلو ،‌‌شما را بیشتر دچار مشکل خواهد کرد . دراینجا من به شما خواهم گفت که چگونه می توانید 10 ها متر دیرتر از دوستان خود ترمزکنید و دوستان خود را از شنیدن صدای اگزوز اتومبیل خود متحیر سازید و این در حالیاست که چراغ ترمز شما نیز روشن است . بله درست متوجه شده اید ‌، شما هم گاز می دهیدو هم ترمز می کنید . اما چگونه؟
اگر شما قبلاً‌ این روش را آزمایش کرده باشیدحتما‌ً می دانید که این کار فقط باعث سر خوردن مستقیم اتومبیل به بیرون خواهد شد ونه چیز دیگر .
در اینجا این سوال مطرح می شود که چگونه قهرمانان و رانندگانمسابقات اتومبیلرانی با نشان دادن چراغ روشن ترمز و غرش اگزوز ‌، اتومبیلهای پشت سرخود را به حیرت وا می دارند ؟
در همین جا لازم می دانم بگویم ادامه این مطلب واجرای آن احتیاج به کنترل کامل راننده ، دقت عمل ‌، تجربه کافی و هوشیاری در زمانآموختن دارد .
در ضمن برای یادگیری این روش نیاز به صرف هزینه های گزافی می باشدچون اگر شما بعد از خراب کردن یک دست لاستیک یک دست پولوس چگونگی رانندگی بادیفرنسیال جلو را یاد گرفتید ‌، این بار نوبت موتور ‌، ترمزها ‌، چرخها و گیربکسماشین می باشد .
اگر شما هنوز مایل به شنیدن مابقی مطالب هستید ‌، باید بگویم کهشما دچار جنون رانندگی هستید یا به شما هم سرایت کرده است ولی بدانید در حال حاضرمن دیگر اقدام به چنین کاری نخواهم کرد . حتی اگر چند ثانیه از لپ تایم من بکاهد .
من به شما توصیه می کنم که اگر اتومبیل خوب و سریعی دارید و بر روی اسفالت خشکرانندگی می کنید ‌، روش قدیم را پیش بگیرید و این روش را فقط در مسیرهای لیز و سرمانند هوای بارانی ‌، برفی و یا زمینهای گلی استفاده کنید .
چون استفاده از اینروش برروی اسفالت کار بسیای سخت و دقیقست و نتیجه آن فقط 10متر جلوتر افتادن درورود به پیچ و 10متر در خروج از پیچ از حریف می باشد که این کار را با یک تغییر درموتور اتومبیل خود می توانید انجام دهید .
و اما در ادامه برای علاقمندان بهجنون رانندگی باید بگویم ‌، بهترین راه برای شروع تمرین این روش ‌، استفاده ازمسیرهای پر پیچ و خم و لیز مانند اسفالت خیس یامسیر خاکی است اما مسیر خاکی 10هابار ساده تر از مسیر خیس بر روی اسفالت است برای همین است اگر شما خود را رانندهخوبی می دانید ‌، از اسفالت خیس استفاده کنید .
مشکل در زمان ورود به پیچ هنگامیآغاز می شود که شما سه انتخاب برای ورود به پیچ را دارا هستید :
1
ـ زود ترمزکنید و با سرعت زیر لیمیت ( Limit ) مجاز وارد پیچ شوید و با احتیاط پیچ را طی کنید .
2
ـ با معکوس و دنده پر و به اصطلاح با سر وارد پیچ شوید . که این کار باعث understeer به مقدا زیاد و سر خردن شما به بیرون مسیر می شود .
3
ـ پیچ را ازبیرون گرفته ودر مدخل مسیر بعد از فرمان و انتقال وزن اتومبیل به عقب آن ترمز کنید . که این کار هم باعث سرخوردن ناگهانی ته اتومبیل می شود و به راحتی باعث spin کردنشما در مسیر می گردد .
پس اگر شما بتوانید به روش دوم جوری وارد پیچ شوید که همدیر ترمز کنید و هم از هر نقطه قادر به ورود به پیچ باشید و هم مشکل سرخوردناتومبیل را حل کنید . به کمال رانندگی با اتومبیل دیفرنسیال جلو رسیده اید . حتماً‌شما از خودتان می پرسید که چرا ترمز کردن همانگونه که در ابتدا مطلب به عرض رساندمبه سریع تر رفتن کمک می کند و چطور این کار باعث سریع تر پیچیدن اتومبیل می شود؟
جواب این سوال را خواهم داد :
مشکل اصلی در اتومبیل دیف جلو سرخوردن جلویآن است understeer .
بیشتر درصد وزن و تمام قدرت جلو برنده مستقیم به چرخ جلومنتقل می شود . اگر اتومبیل شما دچار understeer شود و شما گاز بدهید . بیشتر سرخواهد خورد این اولین چیزی است که هر کسی در مورد دیف جلو می آموزد ( گاز بیشتر پوشبیشتر ) ولی برای سریع تر رفتن شما به قدرت پیش برنده احتیاج دارید ودر عین حالاستفاده از قدرت موتور در پیچ باعث underteer می شود پس چه باید کرد ؟
اول ازهمه در خاطر داشته باشید که در صورت سر خوردن اتومبیل گاز ندهید. البته اگر اتومبیلشما چسبندگی هر 4 چرخ را از دست بدهد و پشت اتومبیل شروع به سرخوردن کند این کارکمک می کند اما توصیه من در این حالت هم بازی با گاز و گازدادن بْره بْره است و نهتخته گاز رفتن . چون با این کار شما نه تنها چسبندگی پشت اتومبیل را به دست نمیآورید بلکه چسبندگی جلوی آن را نیز از دست می دهید .
و اتومبیل شما به طورغیرقابل کنترلی گیج می شود .
در این حالت شما باید گاز را ول کنید که این کاباعث ایجاد چسبندگی در جلوی اتومبیل می شود . اما این روش قدیمی ترین و ساده ترینروش پیچیده است و در اکثر موارد اگر شما از حد چسبندگی چرخ ها فراتر روید جبران آنبرای شما با از دست دادن زمان زیادی در مسیر و از دست دادن سرعت همراه است .
رانندگی Racing و رالی و حتی رانندگی سریع شهری احتیاج به روش بسیار پیچیده ترو دقت و همراهی کار دست و پا با هم دارد و یکی از این روش ها ترمز با پای چپ است .

ترمز با پای چپ یا left foot braking
اکثر اشخاص در زمان یادگیریرانندگی از پای راست برای گاز و ترمز و از پای چپ فقط برای کلاج گرفتن استفاده میکنند پدال گاز بسیار نرم تر از پدال کلاج است و حرکت دادن پدال گاز احتیاج به دقتبیشتری دارد برای همین ذهنیت اشخاص و تجربه ای که کنترل پای آنها را از مغز صادر میکند حرکت پای راست را آرام و با آرامش و پای چپ را سریع و با قدرت هدایت می کند چونشما در استفاده از پدال گاز از فشار زیاد پا استفاده نمی کنید می توانید به صورتارادی فشار آن را بر روی پدال ترمز اضافه کنید اما در مورد پای چپ و پدال کلاجموضوع بر عکس است و کسانی که می خواهند روش L.f.b را یاد بگیرند ابتدا دچار مشکلنداشتن کنترل بر روی ترمز و فشار وارده بر آن و به قول معروف کله کردن اتومبیل وقفل کردن چرخ های جلو می شوند .
و در خیلی از موارد سعی در آموختن این روش نهتنها کمکی نمی کند بلکه باعث فراموش کردن تجربه قدیمی در کنترل کلاج و ترمز می شودو نوعی در هم ریختگی ذهنی در راننده ایجاد می کند .
و اما خواص این روش : اولجلوگیری از هدر رفتن زمان و سریع تر کردن عکس العمل در زمان ترمزگیری است چون درزمانی که شما پا را از روی پدال گاز برمی دارید و بر روی پدال ترمز می گذارید دراین مدت هیچ
اتفاقی نمی افتد و مدت زمانی که برای این کار صرف می شود بسیاربیشتر از زمانی است که شما با پای چپ پدال ترمز را فشار می دهید . چون در این روششما هر یک از پاهای خود را دقیقاً برای یک کار استفاده می کنید پس مغز شما می تواندبه جای توجه به موضوع نقطه استقرار پای شما فقط به عکس العمل سریع و عمل کرد صحیحآن توجه کند در این حالت هیچ زمانی تلف نمی شود و هیچ لحظه ای بی استفاده نمی ماند .
اما این روش در رده های مختلف و برای منظورهای مختلف در طی سالها توسطرانندگان استفاده می شده است .
رانندگان حرفه ای در رالی ‌، رانندگان مسابقاتامریک اورال American oval Racing رانندگان جوان کارت و حتی رانندگان تاکسی هایخراب و قدیمی از این روش استفاده می کنند ولی فرق بزرگی میان آنها است شما هم میتوانید خود را دسته بندی کنید و هدف خود را از LFB انتخاب کنید .
هدف ما از اینروش ایجاد امکان کنترل بیشتر اتومبیل دیف جلو و جلوگیری از مشکل سر خوردن جلوی آندر زمانی است که دچار under steer می شود .
برای درک این موضوع و فهمیدن بهتراین روش دانستن چند نکته لازم است : اول باید این نکته را بدانید که تایر اتومبیلبیشترین حالت چسبندگی را زمانی ایجاد می کند که به صورت آزاد بچرخد یعنی نه درترمزگیری و نه در سرعت گیری . ( البته این نکته صددرصد درست نمی باشد و توضیح آنبسیار پیچیده و دقیق است و لازم به محدوده بازتری برای توضیح و اثبات با روش هایفیزیکی دارد اما این مقدار دانستن برای ما در این محدوده از آموزش کاملاً کافی میباشد ) اگر شما در زمان پیچیدن در حالت آزاد ( یا به قول معروف در حالت خلاص ) ازتایرها بخواهید شتاب بگیرند و یا ترمز کنند این کار انجام می شود ولی در عین حالباعث از دست دادن چسبندگی و کم شدن نیروی پیچش در آنها می شوید و هر چه شما سعی دربیشتر کردن ترمزگیری یا شتاب گیری کنید این کار باعث از دست دادن بیشتر چسبندگی ونیروی پیچش می شود و این دلیل اصلی وجود understeer در اتومبیل های دیف جلو است .
تایرهای جلوی اتومبیل به خودی خود در حال حمل مقدار زیادی از وزن اتومبیلهستند و به نسبت تایرهای عقب اضافه بار شده اند و تحت فشار زیادی هستند و وقتی شمااز آنها می خواهید تا حرکتی را به زمین منتقل کنند آنها تمایل کمتری به این کارنشان می دهند مخصوصاً در پیچ ها . در همین زمان چرخ های عقب هیچ قدرتی را به زمینمنتقل نمی کنند و در ضمن وزن کمتری بر روی آنها گذارده شده است و به همین دلیل درپیچ آنها توان ایجاد چسبندگی بیشتری را به زمین و مسیر حرکت دارا هستند در نتیجه درزمان اعمال فشار بیش از حد بر روی اتومبیل و پیچیدن بر روی میزان حداکثر توان پیچشیتایرها ‌، چرخ های عقب می چسبند و چرخهای جلو سر می خورند و این یعنی under steer .
روش صحیح :
روشی که به شما توصیه می کنم استفاده از ترمز و گاز به طورهمزمان می باشد و شما زمانی قادر به انجام این کار می باشید که هر یک از پاهای خودرا برای کار جداگانه ای در نظر بگیرید و هر یک از پدالها را با یکی از پاهایخودروکنترل کنید و اینجا یک مشکل کوچک وجود دارد و آن این است که ماشین های معمولی 3 پدال دارند ولی شما 2 پا دارید پس یکی از پدالها باید در اکثر موارد بیکار بماندو من پدال کلاج را کم مصرف ترین می دانم پس تا اینجا روش به این صورت است که پای چپبعد از تعویض دنده ها بر روی پدال ترمز قرار گیرد و آماده عکس العمل باشد و پایراست بر روی گاز در این حالت گاهی اوقات شما احتیاج به استفاده از هر سه پدال در یکلحظه دارید مخصوصاً‌ در زمان ترمز گرفتن از سرعت های بالا به سرعت های پایین یا درهر لحظه ای که لازم به دادن حداقل 2 معکوس گیربکس باشد در این مورد از روش قدیمی وآسان یعنی Hill and toe استفاده می کنیم که تمام رانندگان مسابقه ای با آن آشناییدارند ولی برای کسانی که در این زمینه اطلاعی ندارند در ادامه مطلب توضیح دادهخواهد شد .

روش Hill and toe :
یا ( پنجه پاشنه ) این روش در زمانی لازممی شود که شما از پای چپ خود برای فشار دادن پدال کلاج استفاده می کنید در ترمزگیریهای سریع و شدید برای ورود به پیچ شما احتیاج به روش Hill and toe دارید چون تعویضساده دنده باعث دادن شوک به محور گردنده و قفل چرخهای آن می شود که در اتومبیل دیفعقب Over steer و در اتومبیل های دیف جلو under steer ایجاد می کند .
و حالا دراینجا لازم می دانم که نکته ای را به عرض برسانم :
هر کاری که باعث تغییر سرعتدر اتومبیل شود شتاب نامیده می شود چه ترمز گرفتن و چه گاز دادن . ( ترمز به عنوانشتاب منفی و یا معکوس و گاز به عنوان شتاب مثبت به حساب می آید ) و همان گونه کهگفته شد هر گونه شتاب گیری باعث کم کردن چسبندگی تایرها بر مسیر حرکت می شود وبهترین روش برای پیچیدن زمانی است که اتومبیل خود را در هر دو محور جلو و عقب ازدست ندهد و از طرفی اگر شما از سرعت کمتری استفاده کنید تا جلوی این کار گرفته شوداین احتمال وجود دارد که شخص رقیب با سرعت بالاتری بدون از دست دادن traction مسیررا طی کند در این حالت شما باید خود را بازنده بدانید .
نقاط ترمزگیری و شتابگیری در عبور از پیچ تعیین کننده سرعت ورود و خروج از پیچ هستند و کسی بهترین زمانرا داراست که اتومبیل او از لحظه ترمزگیری بر روی بیشترین فشار ممکن بر تایرها مسیررا طی کند یا به عبارتی در تمام لحظه ها اتومبیل ماکسیسم توان چه از نظر ترمز و چهاز نظر گاز باشد و فرق بین رانندگان در این لحظه معلوم می گردد . به بیشترین وسریعترین سرعتی که یک اتومبیل چه در ترمزگیری و چه در شتاب گیری می تواند در یکمسیر داشته باشد Limit یا حدوده آن اتومبیل گفته می شود و راننده خوب کسی است کهاتومبیل او در تمام لحظات بر روی مرز Limit آن باشد زیر Limit یعنی از دست دادن بیدلیل زمان و بالای آن یعنی سرخوردن اتومبیل و کند شدن آن و در نتیجه از دست دادنزمان .
لازم به ذکر است که شتاب مثبت یا گاز دادن در هیچ اتومبیلی حتی دراتومبیل های super sport به اندازه شتاب آنها در ترمزگیری نمی باشد یعنی اگر یکاتومبیل در ترمز گیری به عنوان مثال : برای رسیدن از سرعت 100 کیلومتر به 0 احتیاجبه 3 ثانیه زمان دارد برای رسیدن به 0 به 100 کیلومتر در همان شرایط به زمان بیشترینیاز دارد ( به عنوان مثال 7 ثانیه ) پس فشار وارده بر تایرها در ترمزگیری بسیاربیشتر از زمان گاز دادن است . زاویه ورود به پیچ یا کرب آن را شتاب اتومبیل شماتعیین می کند. یعنی اگر شما شتاب بیشتری بر تایرها وارد کنید زاویه لازم برای پیچشزیاد و اگر شتاب کمتری بر آنها وارد کنید زاویه پیچش کم می شود .

Racing Line
در اصول رانندگی به صورت تئوری آمده است که اتومبیل شما باید از خارج تریننقطه پیچ وارد شود و در طی مسیر نقطه مرکزی داخل پیچ را که به Apex مشهور است با هردو چرخ جلو و عقب لمس کند و مجدداً‌ این مسیر تا خارج ترین نقطه پیچ ادامه پیدا میکند اما این در تئوریست نه در واقعیت در واقعیت اتومبیل ها به سه دسته تقسیم میشوند :
1
ـ پر قدرت 2 ـ متوسط 3 ـ ضعیف ( این دسته بندی به مسیر حرکت نسبی است ) .
اتومبیل پرقدرت اتومبیلیست که در زمان لمس نقطه Apex در زمان گاز دادن چرخمتحرک در اثر قدرت زیاد موتور چسبندگی خود را کاملاً‌ از دست بدهد ‌، در این حالتشما مجبور به تغییر نقطه Apex به دورتر هستید به این معنی که بعد از طی مسافتبیشتری از مسیر پیچش به سمت داخل پیچ نزدیک می شوید و Apex شما در نیمه خروجی پیچواقع می شود و آنقدر آن را دور می برید تا چرخ متحرک بر روی Limit خود شتاب گیریکند .
اتومبیل متوسط اتومبیلیست که در خروج از پیچ و لمس نقطه Apex بر روی Limit خود قرار داشته باشد در این حالت مسیر شما مسیر ساده و عادی است به طوری که زاویهورود و خروج با هم برابرند .
و اما اتومبیل ضعیف اتومبیلیست که در زمان خروجقدرت کافی برای شتاب گیری ندارد و در واقع در نیمه خروجی پیچ Limit پیچش خود نمیرسد در این حالت شما مجبور به انتقال نقطه Apex به نزدیک تر هستید به این صورت کهدیر ترمز می کنید و زاویه ورود شما بازتر از زاویه خروج شماست در نتیجه چرخ هایداخلی نقطه Apex یا مسیر داخلی پیچ را زودتر لمس می کنند و این نقطه آنقدر نزدیک میشود تا اتومبیل در زمان خروج به سرعت Limit خود نزدیک شود.
ولی من به شما توصیهمی کنم تا این نقطه کمی قبل از Limit قرار گیرد تا در صورت اشتباه راننده قابلجبران باشد در غیر اینصورت با کوچکترین اشتباه شما سرعت زیادی را از دست می دهید کهجبران ناپذیر است .
این دسته بندی کاملاً‌ نسبی است و شما باید بر مبنای پیچمورد نظر و سختی پیچش ومسیر حرکت اتومبیل خود را دسته بندی کنید و در یک پیست ممکناست اتومبیل شما در هر سه گروه قرار گیرد پس همیشه موقعیت و مسیر حرکت را بااتومبیل خود بسنجید و تصمیم صحیح را بگیرید .
این پیش زمینه ای بود برای دلیللزوم استفاده از روش قدیمی Hill and toe در ترمزگیری .
ترمزگیری در اتومبیل باعثایجاد اصطحکاک ما بین لنت و دیسک ترمز می شود و هر اصطحکاکی ایجاد گرما می کند گرمادر ترمز هر چه بیشتر باشد باعث کمتر شدن قابلیت ترمزگیری می شود چون جنس ماده تشکیلدهنده لنت های عادی در دمای بالای 600 درجه سانتی گراد ذوب می شود و پس از خنک شدنتشکیل سطحی شیشه ای بر روی لنت می کند که این سطح اصطحکاک کمتری با دیسک ترمز ایجادمی کند و همین امر باعث کاهش قابلیت ترمزگیری می شود .
در نتیجه به نفع شماست کهنگذارید ترمز شما در طول مسابقه داغ شود و این کار را می توانید با کمک گرفتن ازدنده معکوس با ترمز موتور انجام دهید در این روش شما قدرتی معادل اسب بخار موتورخود را به طور معکوس ایجاد می کنید و به جای اینکه موتور ، چرخ ماشین رابچرخاند وبه آن شتاب دهد این بار چرخ متحرک این کار را می کند و این کار باعث کم شدن سرعتاتومبیل می شود . دلیل دیگر کمک دنده معکوس به ترمزگیری مربوط به ساختمان ترمزاتومبیل ها است اکثر اتومبیل های دارای سیستم کمکی بوستر ترمز هستند که این سیستمبا استفاده از خلاء ایجاد شده در موتور اتومبیل نیروی کمکی لازم برای فشردن پمپترمز را ایجاد می کند و در این روش علاوه بر نیروی پای راننده .نیروی خلاء ایجادشده در بوستر نیز بر لنت ها فشار می آورد .
هر چه موتور شما در حالت دنده معکوسزیر فشار بیشتری باشد و به قول معروف دور بالاتری بزند خلاء ایجاد شده در محفظهاحتراق آن نیز بیشتر می شود و در نتیجه فشار بیشتری بر لنت ها وارد می شود وترمزگیری بهتر انجام می گیرد . اما همان گونه که دور موتور بالای خط مجاز در گازدادن به موتور اتومبیل شما صدمه وارد می کند این کار در دنده معکوس نیز خواص مشابهرا داراست .
و در صوت فراتر رفتن از دور مجاز احتمال صدمه دیدن موتور اتومبیلشما وجود دارد پس همانطور که در شتاب گیری آنچنان دنده عوض می کنید که دور موتور به Redline نرسد در دنده معکوس کار شما سخت تر است چون این بار باید آنچنان دنده بدهیدکه بعد از آزاد کردن کلاج دور موتور شما دقیقاً بر روی Redline باشد نه بیشتر .
توصیه من به شما کمتر گرفتن دور موتور در دنده معکوس و دادن شانس اشتباه کردنبه خود است تا در صورت اشتباه در محاسبات به موتور آسیب نرسد .
حال در زمان دندهمعکوس زمانی که در حالت عادی شما گاز را ول می کنید با پای راست ترمز می گیرید و باپای چپ کلاج را می فشارید این کار باعث کاهش بیش از اندازه دور موتور در یک لحظه میشود سپس زمانی که شما دنده را معکوس می کنید و کلاج را می خواهید رها کنید دورموتور در یک لحظه می شود سپس زمانی که شما دنده را معکوس می کنید و کلاج را میخواهید رها کنید دور موتور اتومبیل بیش از اندازه پایین است و با رها کردن کلاج چرخهای متحرک باید اول در یک لحظه دور موتور را با سرعت دوران خود یکسان کنند و بعد ازآن مقاومت موتور باعث کاهش یکنواخت سرعت دوران چرخها می شود.
پس در لحظه اولایجاد درگیری در زمانی کوتاه شتابی زیاد به طور منفی بر چرخها وارد می شود شتاب درزمانی کوتاه در فیزیک ضربه نامیده می شود و ضربه همیشه مخرب است. ایجاد ضربه توسطشما در زمان ترمزگیری باعث صدمه زدن اتومبیل از جمله کلاج ‌، پْلس ها ـ گیربکس ودیفرانسیال می شود اگر شما سعی کنید با نیم کلاج کردن در زمان تعویض معکوس دندهجلوی این ضربه را بگیرید هم زمان رااز دست می دهید و هم باعث داغ کردن کلاج میشوید و با این کار قابلیت اتومبیل شما در شتاب گیری کم می گردد .
اگر هم ضربه رابه جان بخرید و به سرعت دنده را معکوس کنید این کار و ضربه وارده باعث ایجاد شتابمنفی لحظه ای به مقدار زیاد در تایرها می شود و همانگونه که گفته شد شتاب بیشترتمایل کمتر چرخها برای پیچیدن را به همراه دارد و باعث از دست دادن چسبندگی درتایرها و در نتیجه سر خوردن اتومبیل می شود و همین نقیصه از توان شما در معکوس دادندنده در زمان پیچش می کاهد و شما مجبور به استفاده از ترمز در قبل از ورود به پیچهستید و همین کار زمان ترمزگیری را بیشتر و نقطه شروع آن را جلوتر می آورد در حالیکه شما می دانید هر چه دیرتر ترمز کنید از حریف جلوتر هستید و زمان کمتری را از دستمی دهید . پس چه باید کرد تا بتوان در داخل پیچ دیرتر از رقیبان ترمز کرد و شانسسبقت گرفتن را در زمان ترمزگیری برای خویش ایجاد کرد در روش Hill and toe شما درزمان ترمز گیری و دنده معکوس قبل از رها کردن کلاج در هر دنده اول دور موتور را بالمی آورید تا در حدود سرعت دوران چرخ ها قرار گیرد و بعد از آن کلاج را رها می کنیداین کار باعث از بین بردن کامل ضربه گفته شده در این مقاله می شود و شما می توانیدبا این روش در سخت ترین شرایط و بیشترین فشار وارده بر چرخها هم از دنده معکوساستفاده کنید و این کار باعث بالا بردن قابلیت شما در کنترل اتومبیل در ترمزگیریودیرتر کردن نقطه ترمزگیری و کوتاه کردن مسیر لازم برای ترمزگیری می شود به اینصورت که احتمال قفل کردن چرخها در زمان دنده معکوس از بین می رود و فشاری یکنواخت وکافی بر ترمزها وارد می شود در این حالت منحنی شتاب گیری معکوس در بهترین نقطه خودقرار دارد و شما با پیدا کردن نقطه شروع ترمز گیری می توانید به بهترین و دیرترینترمزگیری مطلوب در مسیر دست یابید .

و اما چگونگی آن :
کل انجام دندهمعکوس برای هر دنده باید در کسری از ثانیه ( 3/0 ) ثانیه صورت گیرد و شما زمانی درکار موفق هستید که از رقیبان خود سریع تر عکس العمل نشان دهید . پس شما زمانی میتوانید از Hill and toe استفاده کنید که این کار باعث اتلاف وقت نشود و زمان معکوسکردن دنده در حالت عادی برای شما با این روش یکسان باشد .
امیدوارم مجزا کردنبخش بخش این روش در ادامه مطلب باعث ترسیدن شما و تردید در قابلیت خویش نشود ‌، چوناین کار فقط احتیاج به تمرین دارد و کاریست بسیار ساده ولی در اول کار غیرممکن بهنظر می رسد.
در زمانی که پای راست شما از ورودی گاز برداشته می شود و بر رویترمز قرار می گیرد شما مدتی فرصت دارید تا اتومبیل آماده پذیرفتن دنده سنگین تر شودیا به اصطلاح دادن دنده معکوس باعث رد کردن Redline نگردد دقیقاً‌ در همان چندثانیه دست شما بر روی دسته دنده و پای چپ شما بر روی کلاج قرار می گیرد کلاج فشردهمی شود و در همان لحظه دسته دنده از جای خود خارج و وارد مسیر خلاص میگردد و مسیرخود را به سمت دنده سنگین تر طی می کند در همین لحظه پای راست شما که در حال فشردنپدال ترمز است از مچ پا خم می گردد و در همان حال که پنجه یا toe بر روی پدال ترمزقرار دارد و فشار وارده بر آن ثابت است . Hill پاشنیه و یا پهلوی پای شما به سرعتفشاری را بر روی پدال گاز وارد می آورد که این کار باعث بالا رفتن دور موتور در یکلحظه می گردد دقیقاً‌ در همین لحظه فشار بر روی ترمز کمی کم می گردد و پدال کلاجرها می گردد چون دور موتور با سرعت دوران چرخها برابر است هیچ ضربه ای وارد نمیگردد ولی شما فقط بر روی پدال گاز یک لحظه فشار می آورید پس زمانی که پدال کلاج رهامی گردد ‌، دور موتور در حال پائین آمدن است و همین کار باعث شتاب گیری معکوس بهصورت کاملاً‌ یکنواخت می گردد و در ضمن این روش باعث جا رفتن دنده معکوس به راحتیمی گردد و دیگر در دنده معکوس های سریع مشکل جا نرفتن دنده و درآمدن صدای گیربکسوجود نخواهد داشت. عمر گیربکس ‌، کلاج و موتور افزایش می یابد شما سریع تر و باچسبندگی بهتری پیچ را طی می کنید و در نهایت از همه رقبا جلوتر قرار می گیرید .
تصمیم این کار که در شرایط موجود در هر لحظه کدام یک از تکنیک های رانندگیانتخاب گردد کاملاً‌ بر عهده راننده است و سرعت عمل او در اخذ تصمیم صحیح باعث برداو و تمایز او از دیگران می گردد پس اگر صلاح دانستید در لحظه مورد نیاز از روشعادی برای معکوس کردن دنده استفاده کنید مخصوصاً‌ درزمان ترمزگیری های ساده که درآنها از یک دنده معکوس استفاده می گردد و یا در ورود به پیچ های سریع که اتومبیل دردنده های بالای 3 قرار دارد در این موارد سرعت دوران بیش از حد چرخها اجازه تاثیرضربه را به کلاج نمی دهند و ضربه در سرعت گردش چرخها محو می گردد البته یکی ازمسائل مهم در این روش نوع و شکل قرار گیری پدالها است که شما می توانید در صورتمساعد نبودن پدالها با خرید و تعویض آنها با انواع اسپرت sport موجود در بازارفاصله پدالهای ترمز و گاز را کم و استفاده از آنها را برای خویش آسان نمائید .

و حالا برمی گردیم به توضیح روش Left foot Braking :
همان طور که گفتهشد در این روش از ترمز و گاز در یک زمان استفاده می کنیم و این کار زمانی ممکن استکه ما از پای چپ برای ترمز استفاده کنیم البته همان طور که گفته شد تصمیم در انتخابچگونگی فشردن پدالها و بکارگیری پای مورد لزوم به راننده و بستگی به تجربه او دراین کار دارد .
اتفاقی که در اینجا می افتد ‌، درزمان ترمزگیری با پای چپ وفشردن پدال گاز به طور همزمان ترمزهای جلو از قدرت پیش برنده موتور را که در ایننوع اتومبیلها به چرخهای جلو منتقل می شود کنسل می کنند در این روش چرخها نمی دانندتشخیص دهند که کدام یک از پدالها فشرده شده در واقع چرخها فقط نیروی شتابی که برآنها وارد می آید را تشخیص می دهند و در مقابل آن عکس العمل نشان می دهند و زمانیکه پدال ترمز و گاز با هم
فشرده می شود اگر شتاب وارده از ترمز با گاز برابر شوددر واقع چرخها به طورآزادانه و مانند حالت خلاص حرکت می کنند و همان طور که گفته شددر این حالت بیشترین میزان نیروی پیچشی را می توان از آنها انتظار داشت اما این فقطدر چرخ های جلو است و اما این داستان برای چرخهای عقب طور دیگریست .
در زمانفشردن ترمز و گاز به طور همزمان چرخهای عقب فقط می توانند فشار ترمز و شتاب منفی رااحساس کنند چون نیروی پیش برنده ای در آنها وجود ندارد تا ترمز را خنثی کند پس آنهاترمز می کنند و همان طور که گفته شد وارد آوردن هرگونه شتابی بر چرخها باعث کم شدننیروی پیچشی آنها می شود پس چسبندگی در عقب و در چرخهای عقب نسبت به قبل و به نسبتچرخهای جلو در حال حاضر کمتر می شود و این کار باعث تمایل اتومبیل به داشتن حالت over steer و سرخوردن عقب آن می گردد و اگر این طور نشود حداقل باعث کمتر شدن فشاراتومبیل بر چرخهای جلو و کمتر شدن و قابل کنترل شدن حالت under steer در اتومبیلمذکور می گردد در این حالت فرق بین این نوع over steer با انواع موجود در اتومبیلهای دیف عقب این است که در انواع دیف عقب به محض از دست دادن چسبندگی چرخهای پیشبرنده در عقب دیگر نیروی پیش ران موجود نیست و شما از این به بعد اتومبیل را فقط باچگالی و سرعت موجود کنترل می کنید و این نیرو است که به چرخهای جلو اجازه فرمانگرفتن می دهد اما در انواع دیف جلو در حالی که شما با استفاده از L.f.b در اتومبیلایجاد over steer یا سرخوردن پشت اتومبیل کرده اید هنوز چرخهای پیش برنده در جلو یابه عبارتی فرمان شما که وظیفه تصحیح مسیر حرکت را دارد ‌، دارای قدرت پیش ران وچسبندگی فراوان است و سر اتومبیل شما همیشه به نسبت عقب دارای کنترل بیشتری خواهدبود .
در این روش شما دارای اتومبیلی هستید که کنترل فرمان دیف جلو را داراست وکنترل اکسل عقب آن نیز مانند اتومبیل دیف عقب است و در واقع چیزی مانند کنترل یکاتومبیل AWD را دارا هستید. و با این روش می توانید همان طور که گفته شد با اتومبیلدیف جلوی خود با سر و بسیار سریع تر از قبل وارد پیچ شوید با اتومبیل و به همینصورت اگر بتوانید بر روی لیمیت Limit و مرز چسبندگی اتومبیل خود حرکت کنید میتوانید با ایجاد میزان کافی و دقیق over steer و سر دادن عقب اتومبیل خود در زمانپیچش آنچنان حرکت کنید که اتومبیل شما در زمان خروج از پیچ دارای مقدار لازم under steer و تمام توان پیشروی موتور آن باشد و یا اینکه زمانی که با سرعت زیاد و یا بااشتباه وارد پیچ می شوید و دیگر برای ترمز گیری دیر است می توانید ازاین روش برایتصحیح مسیر حرکت و باز گرداندن اتومبیل از آن حالت سردرگمی به Racing line صحیحاستفاده کنید .
در زمان ورود به پیچ مخصوصاً پیچهای با زاویه تند که ورود سریع وخروج آرامی را می طلبد با گاز کامل وارد قوس پیچ می شوید در همین لحظه برای تقسیموزن صحیح در اتومبیل و فرستادن بخشی از وزن به عقب اتومبیل خود ،‌ شما باید قبل اززمان ایجاد under steer که اصولاً‌ در لحظه ورود به پیچ با سر ایجاد می شود بافرستادن لحظه ای وزن بر اکسل عقب و ایجاد ضربه در آن چسبندگی تایرهای عقب را کم ومیزان این چسبندگی با در هر دو اکسل مساوی گردانید اما این کار در اتومبیلدیفرنسیال جلو به دلیل وجود اکثر وزن و نیروی پیش ران در جلوی اتومبیل کاری فراتراز شتاب منفی یا مثبت را می تلبد .
در اینجا شما نیاز به بر هم زدن بالانساتومبیل خود دارید که این کار را می توانید با استفاده همزمان از فرمان و ترمزانجام دهید به این صورت که زمانی که وارد پیچ می شوید و تصمیم به چرخاندن فرمان میگیرید هنوز در حال گاز دادن هستید در این حالت دقیقاً‌ قبل از دادن فرمان باید گازرا ول کنید این کار باعث ایجاد چسبندگی لحظه ای در چرخهای جلو و آماده کردن آنهابرای فرمان گیریست اما اگر همان طور که اکثر وزن اتومبیل بر روی چرخهای جلو استفرمان دهید در اول این کار انجام می گیرد اما بعد از چند لحظه به خاطر وجود باراضافه و شتاب منفی وارد بر چرخهای جلو آنها چسبندگی خود را بر زمین از دست می دهندو اتومیبل دچار حالت under steer شدید می شود برای جلوگیری از این اتفاق دقیقاً‌ درزمان ول کردن گاز باید به صورت لحظه ای
فرمان دهید. این نوع فرمان دادن فقطایجاد یک حرکت رفت و برگشتی در غربیلک فرمان است در واقع با این کار شما باعث گیجشدن اتومبیل خود می شوید .
قابل توجه این که حرکت لحظه ای فرمان که به blur of hands مشهور است. به معنای ایجاد لکه است. و دلیل استفاده از این کلمه این است کهمانند ایجاد یک لکه برروی کاغذ شما فرمان را می چرخانید و به سرعت به حالت اولیهباز می گردانید .
توصیه من به شما این است که در زمان ورود به پیچ برای گیج کردناتومبیل ‌، فقط ازنیم دور فرمان استفاده کنید و این کار را بدون جدا کردن دست خارجیخود از فرمان انجام دهید .
طرز گرفتن فرمان در اتومبیل های sport با انواع عادیکمی متفاوت است در خیابان و اتومبیل های شهری طبق آیین نامه رانندگی فرمان را باروش 10 :10 دقیقه در دست می گیرید که این کار باعث ایجاد ثبات در فرمان و داشتنامکان عکس العمل کافی است .
اما در انواع sport که در آنها معمولاً از غربیلکفرمان کوچک تری نسبت به نوع شهری آنها استفاده می شود و فرمان در آنها تیزتر است ‌،باید به صورت 15 :9 دقیقه در دست قرار گیرد که این کار همراه با ایجادکمی گیجی درفرمان است اما دقت عمل ومیزان عمل کرد دست را بسیار بالا می برد و فرق بین این دوروش کاملاً‌ محسوس است .
در این نوع رانندگی شما حتی الامکان دست خود را از رویفرمان نباید جدا کنید و حتی در مسیرهایی که نیاز به استفاده از قفل تا قفل فرمانهست همیشه یک دست شما بر روی فرمان قرار میگیرد و هیچ گاه فرمان را به حال خود نمیگذارید ، حتی یک لحظه چون یک لحظه غفلت از فرمان ممکن است باعث از بین رفتن اتومبیلو حتی خود شما گردد .
به یاد داشته باشید که حرکات فرمان در اتومبیل هایدیفرنسیال جلو قابل پیش بینی نیست و لحظه به لحظه عمل کرد متفاوتی را دارا هستند .
همان طور که گفته شد برای بر هم زدن بالانس اتومبیل به صورت لحظه ای در زمانورود به پیچ ‌، آن دستی که در سمت داخلی پیچ قرار دارد از فرمان جدا می گردد و دستدیگر به سرعت حرکت مورد نظر را انجام می دهد اما در زمان برگشت به حالت اولیه ‌،جهت حرکت اتومبیل شماست که نقطه تثبیت فرمان را معین می کند. و زمانی که به نقطهدلخواه رسید دست دیگر بر روی فرمان قرار میگیرد ‌، دقیقا‌ً در همین لحظه وزناتومبیل شما به محور عقب منتقل می شود . اما هنوز اثری از over steer وجود ندارد واتومبیل هنوز تمایل به ایجاد under steer از خود نشان می دهد برای ایجاد over steer دلخواه و پیش گیری از حالت under steer باید دقیقاً‌ در لحظه فرمان دادن یک لحظهترمز بگیرید که این کار باعث پیچیدن بیشتر جلوی اتومبیل و تمایل اکسل عقب به لغزشوگاهی ایجاد over steer می گردد .
اما اگر این کار را زیاد از حد انجام دهیداتومبیل شما دچار Side Way drift یا slide کلی می گردد و به یاد داشته باشید که هرگونه سر خوردن اتومبیل باعث کم شدن شدید سرعت و از دست دادن کلی ترکشن تایرها میشود. پس این کار را به گونه ای انجام دهید که اتومبیل اصلاً‌ از پهلو سرنخورد و فقطپشت آن متمایل به ببیرون پیچ شود اما این حالت لحظه ایست و اگر فقط به این کار قانعشوید در ادامه مسیر پیچ دچار مشکل می گردید و اتومبیل به سرعت به حالت اولیه under steer واین بار حتی شدیدتر از قبل باز می گردد .
پس این کار فقط برای ایجادآمادگی در اتومبیل برای پذیرش تکنیک L.f.b است و اگر این کار را نکنید و مستقیماً‌در لحظه ورود به پیچ از روش L.f.b استفاده کنید فقط دچار under steer بیشتر میگردید .
پس برای ورود به پیچ برعکس قبل که با سرعت Limit وارد پیچ می شدید و عملترمزگیری و معکوس کردن دنده را قبل از آن انجام می دادی این بار با سرعتی بیش از Limit وارد قوص پیچ می شوید ‌، گازرا ول می کنید ‌، در یک لحظه فرمان می دهید ( نصفدور ) و در همان حال ترمز می کنید میزان ترمز را تا حدی کنترل کنید که باعث قفلکردن و سرخوردن هیچ یک از چرخها نگردد توجه اینکه ایجاد صدای جیر جیر در تایرها بهمعنای سرخوردن آنها نیست و این صدا در زمان حرکت بر روی Limit به بیشترین حد خود میرسد .
به محض ایجاد بالانس لازم و جهت گیری سر اتومبیل در پیچ خود را آماده دادندنده معکوس به تعداد لازم کنید که این کار می تواند به صورت روش Hill and toe و یابه روش قدیمی ‌، بسته به زاویه پیچ انجام گیرد .
این کار را به سرعت تا رسیدن بهسرعت Limit انجام می دهید توجه داشته باشید که این کار قبل از رسیدن به Apex صورتگیرد از آن به بعد اتومبیل شما باید در حال افزایش سرعت باشد که برای این کار زاویهفرمان را کم وروش L.f.b را اعمال می کنید یعنی پای چپ بعد از رسیدن به دنده موردنظر به سرعت بر روی ترمز قرار می گیرد و پای راست بر روی پدال گاز . پدال گاز راآنقدر فشار می دهید تا باعث Spin کردن یا به قول معروف Takeoff کردن چرخ های جلونگردد .
اما اگر گاز را به اندازه کافی اعمال نکنید ترمز بر آن قالب می گردد واثر آن را خنثی می کند پس پدال گاز را در حالی که هنوز وزن اتومبیل متمایل به عقبآن است در حد مورد نیاز تنظیم می کنید و با بازی با پدال ترمز مسیر را طی می کنیدتا لحظه خروج از پیچ پدال ترمز را رها نمی کنید اما فشار وارده بر آن هر لحظه کمترمی گردید ‌، ترمز رها می گردد و اتومبیل وارد under steer ضعیفی می شود ولی میزانآن هنوز کمتر از سرخوردن چرخهای جلو است و پدال گاز در این لحظه باید در حد نهاییخود باشد به یاد داشته باشید که از زمان انتخاب دنده نهایی در زمان پیچش موتوراتومبیل شما باید دائماً‌ در حال افزایش دور باشد و نه کاهش ‌، به این معنا که اززمان اعمال L.f.b دور موتور افزایش می یابد و سرعت افزایش دور موتور در انتهای مسیرپیچش به کمال آن می رسد .
این نوع پیچیدن در پیچ بر روی مسیرهای لیز به نسبتلیزی مسیر دارای drift یا سرخوردن از پهلو بیشتری است اما بر روی آسفالت به هیچعنوان نباید سر بخورید و همیشه سعی کنید چسبندگی را افزایش دهید .
برای پیداکردن Limit اتومبیل خود از سرعت کم شروع نکنید بلکه از کمی بیش از Limit شروع کنیدو این کار را با کم کردن سرعت تا رسیدن به نقطه مورد نظر ادامه دهید برای جلوگیریاز برخورد احتمالی در طی آموزش ‌، این کار را در مسیرهای باز و در پیچ های عریضمانند Uturne اولیه پیست آزادی انجام دهید و به اتومبیل های دیگر نیز توجه کاملداشته باشید .
به یاد داشته باشید که در زمان پیچیدن و استفاده از L.f.b میتوانید با فشار بیشتر و لحظه ای بر ترمز و کمی بازی با فرمان اتومبیل را به حالت over steer دچار کنید و بعد از آن هر لحظه احساس کردید که اتومبیل زیاده از حد دچار over steer شده است با کم کردن فشار ترمز می توانید ایجاد under steer کنید اما گازرا ول نکنید این کار مانند یادگیری مجدد رانندگی با اتومبیل دیفرنسیال جلو است وخواهش مندم در زمان یادگیری وارد مسابقه نشوید و این کا را موکول به بعد از پایانتمرینات کنید .
البته چیزی که شما قبل از یادگیری کامل خواهید یافت ورود سریع بهپیچ و خروجی بسیار کند است که در طی مدت تمرینات این نقیصه به صورت تجربی بسیار کنداست که در طی مدت تمرینات این نقیصه به صورت تجربی برطرف می گردد و خروج شما نیز درکنار ورود به پیچ سریع می شود این را به خاطر داشته باشید که برای رسیدن به سرعتمورد نظر در زمان ورود به پیچ ‌، کمی فشار بر روی پدال ترمز کافی است فقط به میزانیکه باعث تمایل پشت اتومبیل به بیرون پیچ گردد به محض اینکه بخش عقب اتومبیل تمایلبه بیرون رفتن پیدا کرد شما باید پدال گاز را فشار دهید اما نه تخته گاز بلکه درحدی که باعث تساوی نیروی ترمز در چهار چرخ گردد و همان طور که گفته شد به سرعت کمکردن فشار بر پدال ترمز باعث بازگداندن قسمت عقب اتومبیل به مسیر اولیه می گردد .
پس به یاد داشته باشید که در تمام مدت پیچش ترمز را نگاه دارید ‌، تا زمانی کهتشخیص می دهید اتومبیل شما آمادگی و بالانس کافی برای پذیرش حالت عادی under steer خود را دارا است .
فشار اضافی بر پدال ترمز فقط باعث کندی حرکت در اتومبیل میگردد. شما می توانید از این روش در زمان ترمزگیری های شدید در رانندگی شهری و حتیدر زمانی که توسط اتومبیل عقبی در مسیر مسابقه حل داده می شوید و می خواهید واردپیچ شوید و یا در هر زمانی که با سرعتی بیش از حد وارد پیچ شده اید استفاده کنید. به این صورت که مقدار متوسطی گاز می دهید و به سختی ترمز می گیرید این کار باعثجلوگیری از قفل کردن چرخهای جلوی اتومبیل شما می گردد و اتومبیل شما در عینترمزگیری و کم شدن سرعت دارای قدرت فرمان گیری است البته این کار در اتومبیل هایدیف جلو که دارای ABS یا سیستم ضد قفل ترمز هستند ‌، توسط سنسور ترمز انجام می گیردودیگر برای حالت امرجنسی و ایمنی احتیاجی به این روش نیست .
امیدوارم شما دوستانعزیز علاقمند به اتومبیلرانی با استفاده از این مطلب ‌،‌ بر 3 سه اصول تکنیک ‌،تخصص و تجربه خود بیفزائید و در آینده انشاا… به کمال مقصود در این راه دست یابیددر انتها به عنوان یک دوست و یکی از علاقمندان به اتومبیلرانی از همگی خواهش می کنمکه هرگز کنترل اعصاب و روان خود را در رانندگی از دست ندهید و تحت تاثیر دیگران ‌،از جمله رقبا و حتی دوستان قرار نگیرید و همیشه سعی در شناخت دقیق قابلیت خود واتومبیل خویش بنمائید و هرگز از آن فراتر نروید ‌، که این کار همراه با یک عمرپشیمانی و خدای ناکرده نقص عضو و یا عذاب وجدان است که هیچ یک با پول خریده نمی شودو به یاد داشته باشید هدف از رانندگی Sport تخلیه انرژی و بالا بردن کنترل اعصاب وقابلیت هماهنگی عمل کرد دست و پا است و حس رقابت فقط احساسی زودگذر ولی پر قدرت استکه گاهی اوقات تاثیری فراتر از غرور ناشی از برد ایجاد می کند و آن مختل کردن فکراست .
کسی که فکر می کند راننده خوبیست برای خود و دیگران یک فاجعه محسوب میگردد .
با امید موفقیت برای تک تک شما قهرمانان آینده
در اتومبیلرانی کشورعزیزمان ایران
منبع_(سایت carx1)

برچسب‌ها, ,

نظرات بسته شده است.

610