تاريخ انتشار :شنبه ۷ تیر ۹۳.::. ساعت : ۱۱:۵۷ ب.ظ
فاقددیدگاه

مزایا و محاسن حاکمیت دولت و مقایسه آن بابخش خصوصی در بحث تولید میوه

  در این شکل از تولید که شکل کنونی مدیریت باغات میوه شرکت نیز از آن تبعیت دارد توسعه به مفهوم پایدار آن در مدیریت باغ و تولید میوه نقش اساسی ایفا می نماید یعنی در کنار عدالت اجتماعی ، اشتغال و توسعه متوازن ، بحث های زیست محیطی و سلامت انسان و بقای محیط از اهمیت ویژه برخوردار است ، به عبارتی هر چند که تولید میوه ممکن است از نظر کمی و یا کیفی درمقایسه با تولید به شکل حاکمیت بخش خصوصی کمتر باشد ، اما در شکل حاکمیت بخش دولتی اولاً تولید میوه تا حدودی نزدیک به تولید محصول به شیوه ارگانیک بوده و بنابراین استفاده از سموم و کودهای شیمیایی که تبعات زیست محیطی به همراه داشته و برای انسان و طبیعت مخاطره آمیز می باشد در حداقل ممکن بوده و ثانیاً تعادل نسبی بیولوژیکی در این شکل از مدیریت تولید برقرار است ، یعنی از منابع آب ، خاک و گیاه به شکل متعارف استفاده می گردد و منافع نسل های آتی نیز در آن مستتر می باشد .
    در این شکل از حاکمیت ، مدیریت و کنترل بازار داخلی دست دولت است و سیاست های کنترلی قیمت میوه و تنظیم بازار تا حدودی از سیاست های دولت تبعیت خواهد کرد ، در کنار آن بحث های اشتغال و تولید کار با امنیت در کنار حفظ ارزش و کرامت انسان مورد توجه جدی است و حق و حقوق مهمترین مولفه و ابزار تولید یعنی نیروی انسانی به دلیل خاصیت دولتی بودن بر اساس قوانین و مقررات مربوط به کار بوده به عبارتی کار و تلاش که در اسلام یک عبادت و ارزش تلقی می گردد به مفهوم واقعی کار و نه شیوه استعماری خواهد بود .
    شکل دولتی بودن مدیریت باغات میوه در کنار مسائل اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی ، باعث ثبات امنیتی در جامعه نیز هست ، چرا که حاکمیت دولت از اقتدار برخوردار بوده و تاثیرات روانی را در ایجاد ثبات و امنیت پایدار در پی دارد .
   در کنار مزایای پیدا و پنهانی که این شیوه مدیریتی دارد تولید میوه در مقایسه با بخش خصوصی از قیمت تمام شده بالا و نیز کاهش کمی تولید به صورت خیلی جزئی و نامحسوس از معایب این شیوه مدیریتی می باشد .
   در شکل اداره دولتی ، انتقال دانش و تکنولوژی به بهره برداران و کشاورزان منطقه نیز صورت می گیرد و این یکی از اهداف مهم در کنار بحث تولید است ولی در شکل اداره بخش خصوصی دانش و تکنولوژی کاملاً انحصاری و به هیچ طریق انتقال دانش صورت نمی گیرد .
   در شکل اداره دولتی دوره کارنس سموم با در نظر گرفتن آستانه زیان اقتصادی و با ملاحظه سلامت مصرف کننده مد نظر قرار گرفته و رعایت می گردد ولی در شکل اداره بخش خصوصی حتی در آستانه برداشت میوه نیز مشاهده شده است که سمپاشی صورت می گیرد و این برخلاف رعایت اصل سلامت مصرف کننده است.
   در شکل اداره دولتی تولید نهال با رعایت نکات فنی، شرایط ایزولاسیون و نیز حفظ بانک ژن صورت می گیرد در صورتیکه در بخش خصوصی نه تنها شرایط ایزولاسیون نهال رعایت نمی گردد بلکه اصول اولیه فنی نیز به دلیل نگاه اقتصادی کوتاه مدت نادیده گرفته میشود .
   مهمترین عامل بهره وری در نظام بهره برداری از زمین ، سیستم یکپارچه سازی اراضی و توسعه مکانیزاسیون هست که در روش مدیریت دولتی این امر به راحتی قابل تحقق است و بر خلاف آن در روش مدیریت بخش خصوصی نه تنها امکان یکپاچه سازی اراضی تقریباً غیرمحتمل است بلکه اراضی یکپارچه نیز بعد از مدتی به قطعات کوچکتر تقسیم می گردد که بر خلاف اصول اولیه توسعه کشاورزی پایدار و مدرن می باشد .
   مهمترین ایراد شکل مدیریت دولتی بروکراسی اداری ، فرایندهای پیچیده تهیه نهاده و خرید خدمات و سایر قوانین و مقررات حاکم بر معاملات دولتیست و این ایراد در کنار پیچیدگی های خاص خود دارای معایب و محاسن نیز می باشد .  
در روش اداره دولتی بیشتر منافع دولت و به عبارتی منافع همه مردم مد نظر است و هر چند ممکن است قیمت تمام شده محصول در مقایسه با بخش خصوصی بالاتر باشد اما این امر در کنار ایجاد توازن و عدالت اجتماعی و نیز حصول درآمدهای غیرمستقیم برای دولت از اهمیت ویژه ای برخوردار است اما در روش اداره بخش خصوصی منافع یک یا چندین اشخاص بیشتر مد نظر است تا منافع عموم

برچسب‌ها, , , , ,

نظرات بسته شده است.

1230