تاريخ انتشار :چهارشنبه ۱۳ فروردین ۹۳.::. ساعت : ۲:۱۵ ق.ظ
فاقدديدگاه

طب سنتي در مناطق آذربايجان

مقدمه :

درطب سنتي مناطق آذربايجان همچون بسياري از مناطق ايران بيماري تنها فرايند حضور و دخالت عناصر طبيعي مخرب در بدن انسان انگاشته نمي‏شود،بلكه چنين تصور مي‏شود كه از دخالت و نفوذ نيروهاي فراطبيعي نيز بيماري و بلاياي بسياري گريبان انسان را مي‏گيرد. به همين منوال پيشگيري و درمان نيز آميخته از روشهاي مادي و غير مادي است. اگر گاهي براي دوري از بيماري گوارشي يا عصبي انواع عرقيات به صورت شريت مصرف مي‏شوند، در برخي موارد نيز با آويختن اشياي فلزي و رنگين از تأثير نظرهاي بدودرنتيجه از بيماري هاي مختلف روحي ورواني وجسمي جلوگيري مي‏كنند.

انواع شيوه‏هاي درمان

درطب سنتي انواع شيوه‏هاي پيشگيري و درمان حاصل تجاربي هستند كه مردم استانهای آذربايجان در طول ساليان دراز به دست آورده و سينه به سينه انتقال داده‏اند. براين اساس آنها گاه با گياهان دارويي مانند ختمي، كاسني، گل گاوزبان،و … به درمان بيماريها مي‏پردازند،وگاه نيز تركيبي از مواد گياهي، دامي، معدني و … استفاده مي‏كنند و سرانجام زماني نيز براي درمان بيماري به اعمالي دست مي‏زنند كه اگر چه جاوديي به نظر مي‏رسند،  اما مي‏توان آنها را در گروه درمانهاي ذهني يا ذهن درماني طبقه‏بندي كرد. بنابراين مي‏توان انواع شيوه‏هاي درمان را به الف – درمان به وسيلة گياهان دارويي، ب – درمان به وسيلة مواد گياهي، دامي و معدني، ج – ذهن درماني تقسيم كرد. معمولاً به مجموعة فوق مردم شناسان موسيقي درماني رانيزاضافه مي‏كنند، ولي در آذربايجان شرقي، به مواردي از موسيقي درماني برخورد نشده ا ست. از اين رو در تحليل طب سنتي در اين استان سه شيوة عمدة گياه درماني، مواد درماني و ذهن درماني مورد بحث و بررسي قرار مي‏گيرد.

الف : گياه درماني

يكي از انواع روشهاي درمان سنتي درمناطق آذربايجان درمان با گياهان دارويي است استفاده از گل گاوزبان براي درمان سرماخوردگي و ناراحتي قلبي، اكاليپتوس براي درمان بيماريهاي تنفسي و دستگاه ادراري،  گل ختمي براي التهابات حنجره و برونش‏ها و… سالهاست كه از طرف حكيمان در ايران و حتي كشورهاي ديگر  رايج است. اين نوع طب  كه گاه آن را طب گياهي نيز مي‏نامند  در جريان شناخت آزموني گياهان از طرف كساني به وجود آمده كه با عنوان حكيم عمري را بر سر آن مي‏گذارند.

درطب سنتي مناطق آذربایجان از انواع و اقسام گياهان دارويي استفاده مي‏شود كه با اختصار به برخي از آنها و موارد استفاده‏شان اشاره مي‏شود.

آق ختمي (ختمي سفيد): كه همراه با گل بنفشه، صمغ كتيرا، دانه خشخاش براي التيام ورم لثه و دندان مصرف مي‏شود دم كرده ختمي سفيد بسيار مفيد بوده براي تخليه روده بكار مي‏رود و از گل زرد ختمي مسهل مي‏سازند.

بنوشه (بنفشه) : با گلهاي زرد و بنفش براي درمان سرماخوردگي و ناراحتي همراه گل گاوزبان جوشانيده مصرف مي شود.

يارپوز (پونه) : از تيره نعناع است عرق و جوشانيدة آن براي دل درد و درمان  سرفه و درد سينه ودرمان سرماخوردگي وسينه پهلواستفاده مي شود وهمچنين خلط آورمي باشد.

گوزبان (گاوزبان) : اين گياه مصرف دارويي داشته جوشانيدة آن همراه سنبل الطيب و مرزنجوش براي درمان سرماخوردگي و ناراحتي قلبي و تسكين اعصاب استفاده مي شود .

بومادران : از عرق‏آن براي درمان ناراحتي اسهال بسيار  استفاده مي شود.

شيرين بيان : از ريشة آن عرق تهيه كرده و براي درمان زخم معده و ناراحتيهاي گوارشي استفاده ميشود.

سيره قويروغي (گل ماهور) : ماده سمي است كه از برگ آن براي زخم‏ها مرهمي مي‏سازند و در رود‏هاي سهند كه ماهي قزل‏آلا فراوان است براي صيد ماهي ساقه گل ماهور را به آب زده ماهي را مسموم مي‏كنند. ريشة سيره قويروغي در منطقه بنام هوه‏جو معروف است و از آن پماد و مرهم مي‏سازند.

چاي آلاغي (مرزنجوش، مرزنگوش ) : گياهي است بسيار معطر كه در بهار در سرتاسر كوهستانهاي ييلاقي آذربايجان شرقي مي‏رويد گلهايش قرمز و بنفش رنگ و مانند پر و شبيه دم گربه است.از دم كرده گل و برگ آن براي تنظيم فشار خون و نارحتي اعصاب و سردرد و رفع خستي و زكام استفاده مي شود. چوپانان از اين گياه معطر بعنوان چاي كوهي استفاده مي‏كننداين گياه درروستاهاي آذربايجان بنام (توهلوجه) مشهور است.

بيزووشا (بارهنگ) : از نظر درماني گياهي است مفيد كه دانه‏ها و تخم ريز و كوچك آن را در توي شير جوشانيده ضماد و خميري درست مي‏كنند كه براي درمان دمل و زخم و سوختگي بكار مي‏رود.

بابينه (گل بانونه): از جوشيدة آن براي رفع دل درد كودكان استفاده مي‏شود.

لاغ لاغا (بذرك ازجوشانده‏اش در شير براي درمان دمل  استفاده مي شود.

امن كومن جي (پنيرك): همراه ختمي و گل كدو و بنفشه كه (چهار گل)مي گويند براي دل درد شيريني  استفاده مي شود .

داغ مرزه سي (مرزه كوهي) : گياه معطري است كه مصرف خوراكي دارداز برگ خشك آن درتهيه آش استفاده مي كنند.واز اسانس آن در قنادي استفاده مي‏شود.

كهليك اوتي (كاكوتي – آويشن – اكليل كوهي): در اكثركوههاي استان آذربايجان شرقي مي رويد. گل و دانه و برگهايش بسيار معطر است از عرق و جوشانيده آن براي دل درد و ناراحتي معده استفاده مي‏شودو پودر برگهايش و عرق‏اش در چاي و دوغ و نوشيدني بسيار مطبوع بوده ومورد استفاده قرار مي گيرد.

اوددين (گزنه) : داراي برگهاي دندانه‏دار است و در كنار جويبارها مي‏رويند به علت داشتن ماده محركي بنام اسيد فورميك يا جوهر مورچه سبب سوزش پوست بدن و خارش مي‏گردد. بعضي عقيده دارند جوشانيده آن براي درمان قند خون مفيد است.

شووران (خاكشير) : دانه‏هاي  ريزي دارد مصرف طبي درطب سنتي دانه‏هاي ريز آن براي درمان گرمازدگي و رفع عطش در تابستان و درمان يبوست و تنظيم حركات روده استفاده مي شود.

اوليك : برگهاي اين گياه خوردني است از دانه هايش درطب سنتي استفاده مي شود وبراي پاك كردن روده و متناسب كردن حركات روده استفاده مي شود .

شاه تره‏سي : از اين گياه عرق مخصوصي بدست مي‏آورند كه براي رفع عطش داخلي و درمان ناراحتي كبد و بيماريهاي پوستياستفاده مي شود.

كاسني : گياهي است بسيار مفيد كه خاصيت درماني دارد و عرق آن در رفع تب و حرارت بدن موثر است .

اوزرليك  (اسپند ) : از گياهان فراوان در كوهستانهاي مختلف آذربايجان از جمله سهند است دانه‏هايش در آتش با بوي خوش و مطبوع مي‏سوزد وخاصيت ضد عفوني محيط را دارد.

قورداوتي (علف گرگ) : مزه برگهاي آن بسيار تلخ است داروي محلي و سنتي بوده و كشنده كرم و انگل روده مي‏باشد.

دميرتيكاني (آدور) : گياهي است كه در قديم براي درمان بيماريهاي مقاربتي و سوزاك از آن استفاده مي‏كردند.

ايت ايشه‏ يي (بادباد):ازريشه‏آن براي زخم معده واز تخم‏اش براي تقويت قوه باءاستفاده مي شود.

دوه توپوزي (بابا آدرم): اين گياه نوعي خار است با گلهاي توپي شكل قرمز و آبي و خوراكي است لذيذ براي شترها. جوشانده برگهاي آن براي ناراحتي كليه ود فع ادرار مفيد است.

قره چورك اوتي (سياه دانه): در خونريزي‏هاي زنانه مصرف فراوان دارد.

بوياح – بوياخ باشي (روناس): ريشه اين ماده رنگي دارد بنام آليزارين كه در رنگرزي پشم قالي بكار مي‏رود زنان از گرد آن و سمه درست مي‏كنند و از ريشه‏اش در شكستگي استخوان استفاده مي‏شود.

مكه توكي (كاكل ذرت): از رشته‏هاي گل ذرت در درمان شاش بند استفاده مي شود.

سودين  (شير سگ): از طايفه فرفيون كه در بسياري از كوههاي آذربايجان ازجمله در سهند به وفور يافت مي‏شود براي رنگ كردن پشم در ميان عشاير بسيار مورد استفاده قرار مي گيرد.

زوفا: گياهي است كه براي لارنژيت و استفراغ شديد و گرفتگي صدا مفيد است.

نوروز گلي : از گلهاي بسيار زيباي سهند است كه در اوايل بهار مي‏رويد عطرش مفيد است. از عطر آن نوعي اسانس و ماده‏اي بدست مي‏آيد كه در درمان زكام موثر مي‏باشد.

كه ور: هندوانه ابوجهل نه خاصيت درماني دارد از ميوه آن ترشي درست مي‏كنند.

ب : مواد درماني

درمان با مواد تركيبي،در طب سنتي آذربايجان همانندسايرمناطق محصول تجربه افراد معمولي جامعه است. هرچند وجود برخي از مواد در اين تركيبها ازنظرپزشكي جديد بسيار غير منطقي و بي‏حاصل بنظرمي‏رسد. به طور مثال استفاده از شير به همراه برنج براي درمان اسهال كه نه تنها غير ضروري كه حتي غير منطقي به نظر مي‏رسد،( چرا كه شير حركات دودي شكل روده را افزايش مي‏دهد) با اين حال به طور قطع در اين تركيبها موادي وجود دارند كه با تركيبات شيميايي خود به گونه‏اي بر ويروس يا ميكرب عامل بيمار تأثير مي‏گذارند. چنانكه در تركيب زردة تخم مرغ و نبات و حنا براي درمان ريزش مو، خاصيت ضد قارچ حنا، مؤثرترين و حتي تنها عامل درمان بيماري است.درطب سنتي آذربايجان برخي مواد مهم مانند تخم مرغ، نبات يا عسل به دليل خواص متعدد، در برخي مواردگنجانده مي شودتا‏از خاصيت درماني آن در اين موارد مشخص اسنفاده شود.

درمان به وسيلة مواد تركيبي درطب سنتي آذربايجان تنها از حيطة كار حكيمان نسبت به گونه‏اي كه تمام زنان و گاه مردان در مواجه با بيماريها به استفاده از اين شيوة درماني دست مي‏يازند. آنها در تجارب فردي و در كسب اطلاعات سينه به سينه از نسلهاي گذشته و همجواران خود، به مجموعه‏اي از شيوه‏هاي گاه نسبتاً، كارا دست مي‏يابند كه درمان بيماري را سريعتر و سهل الوصول تر مي‏كند.

پ : ذهن درماني

در طب سنتي آذربايجان ، سومين شيوة درماني يعني ذهن درماني جاي مهمي را به خود اختصاص داده است. در ذهن اين مردم، نيروهاي فراطبيعي شرير، در دست درازي به سلامت انساني، خطري انكار ناپذيرند. اين نيروها كه مي‏توان آنها را آل، همزاد، جن، نظر بد و… نيز نام گذاشت، دركمين دائمي حيات انساني، گاه شرايطي مطلوب را براي دخالت و نفوذ بد مي‏يابند. در جبهة مقابل، نيروهاي خوب كه عمدتاً از ماهيتي مذهبي و الهي برخوردارند، حضور دارند. اولياء الله، مقربان بارگاه الهي، دعاهاي مذهبي، اجاق‏ها و سرانجام تواناييهاي غير قابل انكار انساني از جمله نيروهاي قابل ذكر اين شيوه هستند. تأثير غير مستقيم و مستقيم اين نيروها، در ذهن مردم آذربايجان ، مي‏تواند تا بدان پايه كارا و مؤثر باشد كه نيروهاي شرير را كاملاً از ميدان به در كند. گذاشتن قرآن در بالاي سرزن زائو از نزديك شدن آل و هر موجود شرير ديگر جلوگيري مي‏كند، از طريق عروسكي كه بيمار با خود مي‏برد، نيروي شرير را عقب رانده و بيمار را بهبود مي‏بخشد. ازنظرمردم شناسي مي‏رسد كه انواع ذهن درماني‏ها اعمال جادويي هستند كه آنها را مي‏توان در گروه جادوهاي مسري و سفيد دسته‏بندي كرد. از آن جمله نظر چشم‏ها مي‏باشند. كه با ايجاد سر وصدا يا پرش مواد طبيعي به طور غير مستقيم به نيروي بد آسيب مي‏رسانند. به طور مثال هنگامي كه از ريختن خاكستر داغ در آب سرد صداي تركيدن حبابهاي آب به گوش مي‏رسد گمان مي‏رود كه چشمان حسود نظر تنگ نيز تركيده است اين روش بيشتردرميان (عشاير كليبر)متداول است. انداختن خمير نان در تنور و تركيدن و جابه جا شدن آن نيز از همين گونه اعمال است. اما در يك نگاه تحليلي، درمان ذهني، بر محور دو عامل:1- ايمان و اعتقاد مذهبي 2- ذهنيت فرهنگي پيچيدة اين مردم شكل مي‏گيرد. نمادهايي مانند اجاق، جن، دعا و قرآن د رگروه اعتقادات مذهبي و ايمان به قدرت لايزال الهي و مقربان درگاهش جاي مي‏گيرند. نمادهاي رود ارس، پنجه گرگ براي جريان پيدا  كردن شير زائو، ادرار سگ يا شكمبة گوسفند يا گوسفند به هر شكل ديگر در گروه نمادهاي اقليمي و فرهنگي منطقه است.وهمين طور سرانجام نمادها و الگوهايي مانند چشم زدن، چله افتادن، همزاد داشتن و … در گروه شيوه‏هاي فرهنگي – اقليمي مردم آذربايجان است. بنابراين هنگامي كه زني چله دار به خانة يك زائو برود، احتمال مردن بچه بسيار زياد است. يا چله افتادن براي بسته شدن بخت و خوشبختي يك نفر، همه و همه تحت تأثير اهميت نماد چهل در اين فرهنگ است. وجود همزاد و يا چشم زخم نيز برگرفته از نمادهاي بسيار كهن باستاني مردم هستند.

ذهن درماني درآذربايجان معمولاً توسط سه شخصيت امكان پذيربود. نخست دعا نويس، سپس اجاق، سوم افراد معمولي، درهر سه مورد اين شيوة درماني تنها با اتكا به هستي شناختي پيچيدة مردم آذربايجان جاري شده و ادامة حيات پيدا مي‏كند.

شيوه‏هاي درمان برخي از بيماري‏هاي جسمي درطب سنتي آذربايجان

سردرد

در طب سنتي در مناطق مختلف براي معالجه سردرد از روش‏هاي زير استفاده مي شود.

-بستن دورسربادستمال وقراردادن سردرمعرض بخورپونه معمول ترين روش درمان سردر است

– شاهتره را با مقداري زاج جوشانده آب حاصله را با صفراي گاو و پوست خشك گردوي سبز آميخته با حنا مي‏آويزند و بر سر مي‏بندند.

– مقداري ماست را در ظرف سفالي داغ ريخته بخار حاصل از آن را بخور مي‏دهند.

– استخوان‏هاي كهنه را از صحرا جمع كرده مي‏جوشانند و بخور مي‏دهند.

– شن و نمك را روي حرارت داغ كرده پس بر روي شانه‏ها مي‏بندند.

– براي فردي كه بعد از استحمام دچار سردرد شود معتقدند آب در مغزش جمع شده براي درمان دستمال بر پيشاني بسته و با يك عدد قاشق گره را  مي‏پيچند سپس اتاق و خانه را جارو مي‏كند تا عرقكند و سردرد مرتفع شود.

– تاج مرغ سياهرنگي را بريده از قطرات خون آن بر پيشناني مي‏كشند.

– مقداري اسپند را سوزانده، دود حاصل از آن را استنشاق مي‏كنند.

– زنجبيل را جوشانده، مقداري مي‏نوشند و بخور مي‏دهند.

– گل خطمي و گاو زبان را جوشانده مي‏نوشند.

– ساز گل را جوشانده مي‏نوشند.

– نعناع وحشي را جوشانده و مي‏نوشند. مقداري را نيز بخور مي‏دهند.

– بر روي پيشاني كوپ (بادكش) مي‏گذراند.

– سردرد را ناشي از سرما دانسته، دو شاب انگور و خرما مي‏خورند.

 گوش درد

-برخي از شيوه هاي درمان گوش درد در طب سنتي آذربايجان عبارتند از:روغن زرد يا روغن حيواني را داغ كرده، در پوست پياز ريخته چند قطره در گوش‏ها مي‏چكانند.

– زاج را سابيده بر گوش‏ها مي‏مالند.

– اگر كودكي دچار گوش درد شود سيگاري را دود كرده و دود آن را بر گوش فوت مي‏كنند.

 از شير زني‏ كه دختر زائيده در گوش‏ها مي‏چكانند.

– مقداري سير را در روغن زرد سرخ كرده، چند قطره از روغن آن را در گوش مي‏چكانند.

– سيب را پخته سپس ب روي گوش‏ها مي‏بندند تا چرك گوش خارج شود.

– پياز را در روغن زرد داغ كرده سپس با شير زن دختر زائيده و نمك آميخته در چشم مي‏چكانند.

–         زنجبيل را در روغن زرد سرخ كرده مقداري از روغن آن را در گوش مي‏چكانند.

چشم درد

درطب سنتي آذربايجان براي درمان چشم از روش‏هاي زير استفاده مي‏ شود.

-تفاله چاي روي چشم قرار داده مي شود.

– زرده تخم مرغ را كاملاً هم زده سپس يك قطره از آن را در داخل چشم مي‏ريزند.

– نزد دعا نويس رفته و دعاي چشم درد مي‏گيرند دعا نويس دعا را بر دانه‏هاي برنج خوانده سپس در جلوي صورت بيماري يك كاسه آب گرفته يك به يك برنج‏ها را در آب ريخته قطره‏هاي آن در چشم مي‏چكد و چشم خوب مي‏شود.

-مقداري جوهر معروف به جوهرقرمز روي چشم ريخته مي شود.

– عدس را سابيده سپس با پودر آن چشم را پاك مي‏كنند.

– مقداري نان را در شير خيسانده و روي چشم قرار مي‏دهند.

– پونه، آرد را به صورت مرهم و يا مقداري تفاله گرم چايي روي چشم قرار مي‏دهند.

گل مژه

– براي درمان گل مژه ازروشهاي سنتي زير استفاده مي كنند.

زرده تخم مرغ را به هم زده وروي چشم مي مالند.

– بر سر حنا مي‏گذراند تا چرك آن كشيده شود.

– خون كنه را گرفته به مدت سه روز متوالي از خون آن بر روي دانه گل مژه مي‏ريزند.

– از فضولات اسب جو سالم مانده را جدا كرده، سابيده بر روي دانه گل مژه مي‏ريزند.

– قاشق مسي را سرد نموده سپس به طرز ناگهاني بر روي دانه گل مژه فرد بيمار مي‏گذارند تا بترسد و گل مژه بيفتد.

– در يرخي از مناطق از جمله در شهرستان اهر نزددعا نويس رفته به همراه خود 7 عدد عدس، هفت عدد برنج، هفت عدد سنگ و هفت تار نخ رنگي برده، دعانويس همه آنها را در كاسه آبي خيسانده سپس هفت سنگ را بر بالاي سر بيمار گرفته و كاسه آب را زير چانه بيمار مي‏گيرد. سپس با هر بار صلوات فرستادن، يك عدد سنگ را داخل كاسه از بالاي سر بيمار مي‏اندازد. در پايان چشم درد و درد گل مژه نيز رفع مي‏شود..

 خونريزي بيني

براي درمان از روش‏هاي زير استفاده مي‏كنند :

– آب سرد را بر روي فرق سر بيمار مي‏ريزند.

– يك يا چند قطره عسل در دماغ بيمار مي‏چكانند.

– سقز را جويده ما بين دو ابرو در بالاي دماغ مي‏چسبانند.

– انگشت كوچك بيمار را با بندي بسته و سر بيمار را كج متمايل به عقب مي‏كنند.

گلو درد

براي درمان از روش‏هاي زير استفاده مي‏شود :

– لواشك را خيسانده همانند ضماد بر روي گلو مي‏بندند.

– شير گاو زرد رنگ را مي‏خورانند.

قسمت دردناك گلو را با ساييده قند مي‏مالند تا خوب شود.

– آش عدس به همراه يارپيزپخته و به بيمار مي‏خورانند.

– بر گلوي بيمار دست گرگ مي‏بندند.

– يارپيز را جوشانده بخور مي‏دهند سپس سبزي آن را بر روي گردن مي‏بندند.

– زاج را ساييده سپس گردن و گلو را با آن مي‏مالند.

 درمان زگيل

براي درمان زگيل در شهر هاديشهر شير گياهي به نام قابار (qabar)؛ در اشتيبين شير گياه سوتلي‏ج (sutlija ) و در سيه رود شير حلقه دوز را بر روي زگيل مي‏مالند.

همچنين در روستاهاي قولان ماليدن پوست مار بر وري زگيل از ديگر روش‏هاي درمان است.

دندان درد

 جهت جلوگيري از خونريزي محل دندان كشيده مقداري پنبه آغشته به الكل بر روي حفره دندان گذاشته مي شود. براي رفع درد آن دود سيگار را غرغره مي‏كنند و يا هر روز يارپيز (پونه) دم كرده مي‏خورند ودهان را غرغره مي‏كنند.

-براي آبسه دندان مقداري سر پشم را با روغن و نمك تركيب و حرارت مي‏دهند پس از اينكه به صورت پودر درآمد آن را روي ناحيه چرك مي‏ريزند.

– گذاشتن مقداري چاي خشك از ديگر روش‏هاي درمان دندان درد است.

– مقداري سقز روي دندان قرار مي‏دهند.

-گذاشتن مقداري نمك بر روي دندان از روش‏هاي معمول درمان دندان درد درطب سنتي است.

-در صورتي كه دندان آسيه كثر مقداري پوست تازه ناحيه سر گوسفند روي صورت مي‏گذاشتند.

– براي رفع كرم خوردگي دندان نمك را با زاج سابيده بر روي دندان مي‏گذراند.

-زدن عطروگذاشتن سقز روي دنداني كه درد مي كند از ديگرروش هاي معمول درمان دندان درد است.

سرماخوردگي

براي درمان سرماخوردگي از روش‏هاي زير استفاده مي‏شود:

-استفاده ازجوشانده يارپيز، كهلي اوتي و گاو زبان ازروش هاي متداول درمان سرما خوردگي است.

-پوست گياه يميشان را به همراه ستلجم آلاغي جوشانده مي‏نوشند.

– از خوردن ترشي و روغن پرهيز مي‏كنند

– آش اماج، آش برنج و لپه آبپز شده در آب مرغ مي‏خورند.

– شير گاوي كه زرد رنگ است مي‏نوشند.

– دنبه گوسفند را به مانند ضماد بر روي سينه و پهلوهاي بيمار مي‏كشند تا چرك سينه خارج شود.

 بند آوردن خون‏ريزي

در صورتي كه ناحيه از اعضاي بدن شخصي در اثر برخورد به ابزار و آلات تيز بريده شود، براي جلوگيري از خونريزي و بند آوردن آن مقداري يونجه سبز جويده و روي محل بريده شده قرار مي‏دهند.

– مقداري خاكستر پارچه نخي گذاشته يا كمي پيشتاب روي آن مي‏ريزند. در كمار عليا نيز مضافاً مقداري روغن و آرد را با يكديگر تركيب و روي ناحيه بريده شده مي‏بندند.

– استفاده از يونجه جويده شده وگذاشتن برگ بيزوشا روي بريدگي ازديگرروش معمول است.

 درمان خروسك

تيغ زدن از ناحيه ملاج سر فرد مبتلا به خروسك به تعداد يكي دو رديف عمودي از معمولي‏ترين شيوه‏هاي درمان در استان مي باشد.

– پر بال كبوتر وحشي را بر شانه اطفال وصل مي‏كنند.

–  به فرد بيمار آش شير و برنج مي‏خورانند.

– به فرد بيمار تخم مرغ آبپز مي‏خورانند.

– به فرد بيمار گوشت خرگوش آبپز شده مي‏خورانند.

– بارهنگ را در شير گاو جوشانده مي‏نوشند.

– عناب را دم كرده همانند چاي مي‏نوشند.

– ناني كه بدون نمك پخته شده است، مي‏‏خورانند.

– آشي مركب از عدس و پياز مي‏خورند.

– آشي مركب از ماش سبز و امن كومنجي مي‏خورند.

– آشي مركب از ماش سبز و سير تهيه ديده مي‏خورند.

– فرد بيمار را با مداد به صحرا برده تا از شبنم‏هاي نشسته بر روي گل‏ها بنوشد.

سرخك

دربرخي از مناطق آذربايجان مردم  بر اين باورند كه دانه‏هاي سرخك از استخوان در مي‏آيد و اگر كودكان فاميل مادري و پدري بر بالين كودك بيمار حاضر شوند سريعتر مي‏گيرند و مثلي دارند كه مي‏گويد: ننه طرفي سوت طرفي، ده ده طرفي سوموگ (طرف مادر شيري است و طرف پدر استخوان است )

درطول مدتي كه دانه‏هاي سرخك بيرون ريخته است تن و بيمار را از ديد افراد ناپاك دور نگه مي‏دارند و معمولاً بر روي تن و بدن بيمار دستمال قرمز رنگي پهن مي‏كنند.

بر بالاي سر كودك بيمار در يك كاسه آب 3 عدد تخم مرغ خام قرار مي‏دهند، اگر تخم مرغ شكسته شده باشد مي‏فهمند كه ناپاك وارد شده بود. بنابراين در مراقبت از كودك بيشتر دقت مي‏كنند و بيمار را از اتاق مجدداً در رختخواب مي‏خوابانند.

بعد از باز شدن دانه‏ها تن بيمار را در پوست گوسفند مي‏پيچند تا تن گرم شده دانه‏ها سريعتر بيرون بريزد و تب قطع شود.

اگر بعد از 12 روز از شروع بيماري صداي كودك باز نشود شير الاغ مي‏خورانند يا اين كه از شير زن دختر زائيده مي‏خورانند.

به كودك در سه روز اول كشمش و دوشاب مي‏خورانند تا سينه‏اش نرم شده، علاوه بر آن تنش زودتر گرم شود و دانه‏ها بيرون بريزد.

غذاي بعد از ظاهر شدن دانه‏هاي اين بيماري خوراك سرد بويژه شورباي عدس است و از خوردن خوراك ترش و روغني و ماست بيمار را پرهيز مي‏كنند.

براي رفع تشنگي بيمار از عرق تمشك استفاده مي‏شد، همچنين جوشانده گل بنفشه و بارهنگ دم شده در داخل شير را به بيمار توصيه مي‏كردند. بعد از پايان دوره بيماري نيز بيمار را با جوشانده برگ بيد مي‏شويند.

-شيرالاغ در برخي مناطق براي درمان سرخك استفاده مي شود.

آبله

اين بيماري به نام چيچك معروف مي‏باشد و از جمله بيماريهاي سرايتي مهلك است. امروزه با روش آبله كوبي در بدو تولد از خطر بروز اين بيماري كاسته شده و چه بسا ريشه كن شده است. دانه‏هاي اين بيماري به صورت دانه‏هاي نزديك به هم است كه در صورت خاراندن دانه‏ها بر تعداد آنها افزوده مي‏شود، همچنين جاي دانه‏هاي به صورت چاله‏هايي بر روي صورت پديد مي‏آورد. به اين گونه صورت‏ها «چبور» مي‏گويند.

چون دانه‏ها از پوست در مي‏آيند راحتتر از سرخك مي‏باشد منتهي نبايد دانه‏ها را كند يا خاراند. بيمار را از خوردن گوشت و شير گاو پرهيز مي‏دهند. و همچنين معتقدند كه اگر ناپاك اين بيمار را ببيند، دانه آبله در چشم‏ها مي‏افتد و كور مي‏كند. دور تا دور رختخواب بيمار را خط قرمز مي‏كشيدند و اگر دانه‏ها را ناپاك ببيند ممكن است دانه‏ها بيرون نريخته و در قلب بيمار بريزند كه در اين صورت مرگ بيمار حتمي بود.

و در برخي از مناطق استان به بيمار مقداري شير الاغ مي‏خورانند تا درمان‏شان سريع شود.

مخملك

نشانه اين بيماري دانه‏هاي قرمز رنگ ريزي است كه بعد از چند روز تب بر تمام قسمت بدن ظاهر مي‏شد. همچنين حالت‏هايي چون سرماخوردگي و عطسه و آبريزش نشانه ديگر اين بيماري بود. براي درمان تن بيمار را با آب نمك مي‏شويند تا خارش بدن كم شود. سپس در يك كاسه آب قطعه‏اي طلا انداخته و آن آب را بر تمام بدن بيمار مي‏مالند و در پارچه‏اي قرمز رنگ پيچيده در سر مي‏خوابانند و از نظر غذايي نيز نوشيدني‏هاي خنك مي‏خورانند.

 

يرقان

اين بيمار بنام ساري ليق موسوم مي‏باشد براي درمان از روش‏هاي زير استفاده مي‏شود :

– بر گردن بيمار مهره زرد مي‏بندند.

– به بيمار خوراك شيرين و يا شكلات مي‏خورانند.

– مهره زرد را در آب ريخته با آن آب بدن بيمار را مي‏شويند.

– مهره زرد را سابيده مقداري از آن را به بيمار مي‏خورانند.

– پاي مرغ زرد رنگ را پخته به بيمار مي‏خورانند.

دل درد ناشي از افتادن آب در سر معده

براي درمان نرد بتچي مي‏روند، وي ابتدا بالاي معده را با كره يا با زنجبيل سابيده شده ماساژ مي‏دهد. سپس از زير دنده‏ها به طرف معده ماساژ را شروع مي‏كند. بعد از آن قسمت آرنج …..را با دست فشار داده تا موقعي كه يك گلوله نرم از زير پوست ظاهر شود. در اين موقع معتقدند كه آب از معده خارج شده است، اصطلاحاً تكه افتاده است. بعد از آن به بيمار يك لقمه حاوي نان و كره مي‏خورانند و مقداري نيز دمكرده كهلي اوتي و زنجبيل را مي‏خورانند.

– چيچك زردكه يك نوع گل از تيره سرخاناست را جوشانده همانند چاي مي‏نوشند.

حصبه

-از جوشانده گياهي به نام حصبه اتي استفاده مي شود.

-شربت عسل به مريض خورانده مي شود.

– مقداري شير الاغ به مريض داده مي شود

اسهال

براي درمان از روش‏هاي زير استفاده مي‏ شود.

–         گل گاوزبان و سيب زميني خورده مي شود.

–         غذاي كته وماست به مريض داده مي شود.

– تخم مرغ آبپز شده همراه با كهلي اوتي سابيده شده بر روي آن مي‏خورند.

– چاي پر رنگ مي‏نوشند.

– قسمت غوره گلسرخ را جوشانده مي‏نوشند.

– سيرمغز پسته به مريض داده مي شود.

– برگ تربچه را مي‏خورند.

نعناع وحشي را با نبات جوشانده مي‏خورند.

 

يبوست

براي درمان يبوست از روش‏هاي زير استفاده مي‏شود

– روغن كرچك دم كرده ونوشيده مي شود.

– صابون آب نديده به صورت حبه‏هاي كوچك در آورده تنقيه مي‏كنند.

– شربت خاكشير مي‏خورانند يا اين كه خاكشير را در آب گرم جوشانده مي‏نوشند.

– شير گاو مي‏خورانند.

-گل خطمي زرد رنگ دمكرده مي‏نوشند.

–         روغن كرچك را ناشتا مي‏خورند.

شاش بند

 براي درمان از روش‏هاي زيراستفاده مي‏كنند.

– بيمار را در آب گرم و آب سرد مي‏نشانند.

– به بيمار شربت خاكشير مي‏خورانند.

– مقداري كف صابون وارد مجراي آلت  تناسلي مي‏كنند.

بواسير

براي درمان از روش‏هاي زير استفاده مي‏كنند.

– ميوه درخت سرو را جوشانده مي نو شند.

– فرد بيمار در روي آجر گرم يا شده مي‏نشيند.

– خوردن صمغ برخي از درختان ازديگر روش هاي درمان بواسير است.

حجامت

حجامت كردن يكي ازروش هاي درماني

براي ذات‏الريه يا جوش و بيرون كشيدن خون به اصطلاح كثيف است كه سابقاً در بسياري از نقاط آذربايجان معمول بود. اين كار اغلب توسط يا سلماني‏ها صورت مي‏گرفت. كار حجامت «خون گرفتن» اغلب در اوايل فصل بهار فروردين ماه به لحاظ اين كه خون غليان پيدا كرده و به اصطلاح محلي به جوش مي‏آيد انجام مي‏گيرد.براي اين كارمعمول به روش زيرانجام مي‏شود.

ابتدا محل موردنظر «روي كتف‏ها يا ما بين كتف‏ها را» با ظرف سفالين شبيه ديزي كوپه بادكش مي‏انداختند. به طوري كه در ابتدا مقداري نمك را در داخل پارچه ريخته و آن را سفت مي‏بستند. پس از آغشته كردن يك سر آن به نفت روشن كرده و سريع كوپه را به صورت وارونه روي آن مي‏گزارند. در نتيجه ايجاد خلاء همان ناحيه بالا آمده در نتيجه خون را به سطح پوست مي‏كشيد. در اين موقع سلماني با تيغ دلاكي محل مورد نظر را چند شكاف جزئي و عمودي مي‏دادند.

زالو انداختن

زالو انداختن از ديگر روش‏هاي درماني براي پادرد يا بيرون كشيدن خون اضافي و به اصطلاح كثيف بدن است كه در اوايل فروردين يا ارديبهشت ماه انجام مي‏گيرد. معمولاً براي اين كار زالو را در محلي از عضو قرار مي‏دهند كه داراي درد است؛ در نتيجه زالو با پيدا كردن محل مذكور شروع به مكيدن خون مي‏كند اين عمل را تا وقتي ادامه مي‏داد كه از خوردن خون سير شده و بدين ترتيب از پوست جدا و خود به خود راه مي‏افتد. اما در صورتي كه شخص مي‏خواست زودتر از موعد زالو را از بدن جدا كند مقداري نمك روي آن مي‏ريزند.

شيوه‏هاي درمان برخي از بيماري‏هاي روحي و رواني

رفع ترس

در طب سنتي آذربایجان براي رفع ترس از شيوه‏هاي درمان مختلف استفاده مي‏شود كه اهم آنها عبارتند از :

1- تكه‏اي از مو، ناخن، هفت دانه گندم، هفت دانه برنج و هفت دانه جو را در كهنه‏اي گذاشته، آنرا مي‏بندند بعد داخل ظرف سفالين كوچكي مانند ديزي نهاده همراه گوسفند به قبرستان برده و آن را دفن مي‏كنند.

2- آبي در ديزي ريخته تا صبح بالاي سر بيمار مي‏گذارند و صبح فردا آن را مي‏جوشانند.

3- مقداري از پارچه پشت گردن پيراهن فرد ترسيده را بريده به همراه اسپند سوزانده و خاكسترش را بر هفت بند بدنش مي‏كشند.

در صورتي كه فرد ترسيده به روش مذكور درمان نشود نزد دعانويس رفته، دعانويس به همراه فردي كه نترس باشد كاسه آبي را جلوي صورت بيمار در زير پرده‏اي نگه مي دارد و اوراد خاص در دفع پري، جن مي‏خواند و در كاسه فوت مي‏كند، معمولاً به همراه اين اوراد دعاهاي ديگري جهت خوردن و نوشيدن و دفن كردن در مزار و قبرستان را نيز به بيمار مي‏دهند.

معمولاً براي اين كه مشخص كنند بيمار از چه كسي يا چه چيزي ترسيده مقداري زاج در ظرف پر از آب روي آتش مي‏ريزند، با ذوب شدن آن اشكالي بر روي ظرف نقش مي‏بندند، كه بدين وسيله آن را به شخص يا حيواني تشبيه كرده و دعانويس دعاي مربوطه را مي‏نويسد.

رفع ترس كودكان

براي رفع ترس كودكان از روش‏هاي زير استفاده مي‏كنند:

– ابتدا از سر كودك چند قطره آب مي‏پاشند، سپس هفت عدد قاشق را از طرفين كودك به اطراف پرتاب مي‏كنند و دور كودك را خط كشيده و اسپند روشن مي‏كنند.

– مرغي را در بالاي سر كودك خوابيدن سر مي‏برند، سپس شكنبه آن را در زير پاي كودك چال نموده، يك عدد ميخ روي آن مي‏كوبند.

– پشت يقه كودك را بريده به همراه خون تاج مرغ و اسپند سوزانده، خاكستر آن را بر هفت بند بدن كودك مي‏كشند.

– بر بالين كودك كاسه‏اي آب گذاشته و در آن سوزني مي‏اندازند، فردا صبح آن آب را جوشانده و از بالاي سر كودك به طرف ناودان قبله مي‏ريزند.

تخم مرغ را نزد دعانويس برده بر روي آن دعاي دفع ترس مي‏نويسند، سپس آن را در كاسه‏اي از بالاي سر كودك به زمين مي‏زننند و مي‏شكنند. مقداري از خطوط نوشته آن را با تخم مرغ شكسته آغشته كرده و بر هفت بند بدن كودك مي ‏مالند.

– مس را ذوب كرده روي سر كودك مي‏گيرند. در داخل كاسه آب مي‏ريزند و هر شكلي كه بيفتد دليل ترس از آن شكل است و كودك درمان مي‏شود.

– نمك را داغ كرده در آب سرد مي‏ريزند با صداي جيز نمك كودك ترسش مي‏ريزد.

– موم را در يك كاسه مسي گرم كرده سپس در داخل يك جام آب مي‏ريزند، شكلي كه پديد مي‏آيد دليل ترس كودك مي‏باشد، موم را در يك پارچه سفيد در زير ناودان خانه دفن مي‏كنند.

 

رفع گريه و ناراحتي كودك

معمولاً به هنگام گريه و ناراحتي كودك اسپند را مي‏سوزانند و در هنگام سوزاندن اسپند اشعار زير را مي‏خوانند:

اوزهريك سن داواسان (دانه اسپندي و درماني)               

هر بير درده داواسان (براي هر دردي درماني)      

مولام سني گوندريب (خداي واحد تو را فرستاده)

قادا بالام آلاسان (تا درد و بلا را از بين ببري)       

اوزه ريك سن داواسان (دانه اسپندي و درماني)              

گلن درده داواسان (براي دردهاي ناگهاني درماني)           

سني يانديرام تاكي (تو را بسوزانم تا اين كه)

گلن دردي سوواسان (دردهاي آمده را بزداي)

ترس از روح

هر گاه فردي يكي از اقوام مرحوم خود را ببيند و بترسد، مي‏گويند روح او را اذيت مي‏كند. نشانه اين ناراحتي، خواب زيادي، مور مور شدن پوست بدن و حالت‏هاي استفراغ و سرگيجه است.

براي درمان به نزد اون كس مي‏روند. وي با در دست گرفتن يك قاشق چوبي آن را به آرامي تكان مي‏دهد، سپس نام اموات بيمار را يكي يكي مي‏گويد. در ذكر نام هر مرده‏ايي چوب از حركت ايستاد، مي‏گويد فلان روح بوده است. براي او شب پنج شنبه غذايي مركب از گوشت، برنج، پياز سرخ كرده در روغن زرد بپز و خيرات كن و در اول غروب نيز يك بار سوره جمعه بخوان تا از روح تو جدا شود. بدين ترتيب بيمار بهبود مي‏يابد.

شيوه‏هاي درمان زخم‏ها و جراحات

تبخال

براي درمان از روش‏هاي زير استفاده مي‏شود :

– بر روي زخم سابيده كوزه سفالي مي‏گذارند.

– يك وسيله فلزي را سرد كرده بر روي زخم مي‏گذارند.

–  مقداري از خاك جايي كه در آن مي‏خوابند راكنده روي زخم مي‏پاشند.

-در روستا از سنگ‏هايي كه در آفتاب گرم شده است بر روي زخم مي‏گذارند.

بريدگي

از روش‏هاي زير استفاده مي‏كنند:

خمير روغني بر روي محل بريدگي مي‏گذارند.

– بر روي زخم ماست مي‏گذارند

-اگر در هنگام درو محصول با داس باشند مقداري يونجه را جويده روي زخم مي‏گذارند.

– خاكستر تنور روي محل بريدگي مي‏گذارند.

– پارچه را سوزانده خاكستر آن را روي زخم مي‏مالند.

– قند را با زرد چوبه سابيده روي زخم مي‏پاشند.

– شير زن دختر زائيده را روي زخم و بريدگي مي‏مالند.

-چوغان را جوشانده با آب حاصل محل بريدگي را  مي‏شويند.

سوختگي

از روش‏هاي زير استفاده مي‏كنند :

به عمل سوخته سيب زميني و پوسته آن را مي گذارند.

-پياز را زنده كرده بر روي محل سوختگي قرار مي‏دهند.

-مقداري عسل را بر روي پارچه ابريشمي آب نديده كشيده روي زخم مي‏گذارند.

– پارچه تافته را سوزانده خاكستر آن را با روغن زرد آميخته روي زخم مي‏گذارند.

-برگ سنجد را خيس كرده با بارهنگ مي‏كوبند، ضماد را بر روي زخم سوختگي مي‏بندند.

-ماست وروغن روي محل سوخته ماليده مي شود.

 سوختگي پاي اطفال بر اثر ادرار

– گل خطمي را جوشانده با آب آن پاي كودك را مي‏شويند.

– گل خطمي را خشك كرده، سابيده در موقع سوختگي پا روي پارچه كودك مي‏ريزند.

زرد زخم

– براي درمان بهتر دعاي زرد زخم از دعا نويس مي‏گيرند.

– كشك را روي سياهي ته ظرف مي‏كشند و روي زخم مي‏گذارند.

– سنگ زاج را سابيده روي زخم مي‏گذارند.

– سنگ زاج را با سياهي ته ظرف قابلمه آميخته روي زخم مي‏گذارند.

-خرما را با پياز پخته ضماد نموده روي زخم مي‏بندند.

 سياه زخم

براي درمان اين بيماري كه از بيماري‏ها سرايتي پوستي بوده، نزد سلمان و دلاك مي‏رفتند و ريشه.را با استفاده از نيشتر در مي‏آورند. بعد از درآمدن ريشه از مرهم استفاده مي‏كنند.

– بات بات در هاون ريخته مي‏كوبند، سابيده فوق را با مقداري آب خمير كرده روي زخم مي‏بندند.

– قره ياغ روي زخم مي‏بندند.

– روز زخم را با سدر و كافور مي‏بستند.

–         قورباغه را از وسط دو قسمت كرده روي زخم مي‏بستند.

 دمل

دانه‏هاي چركين كه در قسمت كناري دانه قرمز و قسمت وسط آن زرد رنگ است، بنام‏هاي چيبان و دانه‏هايي كه منحصراً در كنار ناخن دست پديد مي‏آيددولاما مي‏نامند.

براي درمان چيبان از روش‏هاي زير استفاده مي‏كنند.

-روي دمل پيازويا پيه و دنبه گذارده مي شود.

– دوشاب را مي‏گذارند تا بجوشد، سپس روي آن آرد ريخته با مقداري روغن زرد يا دنبه مي‏جوشانند، خمير حاضر را روي زخم مي‏بستند.

– شير را با پياز پخته سپس يك قالب صابون آب نديده را داخل آن مي‏ريزند، خمير حاضر را به مانند ضماد روي دانه مي‏كشند.

– پياز پخته را با صابون آب نديده كوبيده خمير حاصل را روي زخم مي‏بندند.

– پياز را با دنبه تازه ذبح شده گوسفند كوبيده خمير حاصل را روي زخم مي‏گذارند.

براي درمان دولاما از روش‏هاي زير استفاده مي‏كنند.

-پهن تازه گاو را مي‏بندند.

– پهن را با شير جوشانده خمير حاصل را روي زخم مي‏بستند.

– خمير روغني را روي زخم مي‏بستند.

– چيله داغ را با دنبه كوبيده ضماد حاصل را روي زخم مي‏بستند.

–         دنبه را با جگر گوسفند كوبيده ضماد حاصل را روي زخم مي‏بستند.

شكسته بندي

– كوفتگي : در صورتي كه عضوي از بدن خصوصاً مچ دست‏ها در اثر كار زياد به خام افتاده باشد، براي التيام درد آن مقداري نمك يا خاكستر گرم كرده و روي محل مي‏بندند.

– دور مچ دست را با نخ‏هاي پشمي مي‏بندند.

-گرم شده را با مقداري شير تركيب، بعد روي عضو مي‏بستند.

– علاوه بر استفاده از خاكستر مقداري تفاله گرم چايي روي مچ مي‏بستند.

 در رفتگي‏ها

   جا انداختن در رفتگي شانه

براي جا انداختن شانه معمولاً شكسته بندي مقداري پارچه را به شكل گلوله توپي درآورده و در زير بغل مصدوم قرار مي‏دهد. بعد من اين كه با يك دست خود بازي مصدوم را گرفته با فشار دست ديگر پارچه گلوله را به سمت بالا حركت مي‏دهد. در موقعي به جاي استفاده از گلوله توپي از مشت بسته خود استفاده مي‏كند.

جا انداختن آرنج :

شكسته‏بند معمولاً براي جا انداختن آرنج در حالي كه دست مصدوم را به جلو مي‏كشد، فشار انگشت شصت دست ديگر به ناحيه صدمه ديده كه به سمت داخل مي‏باشد عضو را در جاي خود قرار مي‏دهد.

 جا انداختن در رفتگي مچ دست :

در صورتي كه مچ دست در رفته باشد ابتدا شكسته‏بند ناحيه صدمه ديده را با روغن حيواني يا نباتي مالش داده، سپس دست مصدوم را گرفته و آرامي به سمت جلو مي‏كشد. اين در حاليست كه يا خود شكسته بند يا فرد ديگري ناحيه در رفته مچ را به سمت مخالف مي‏فشارد

 جا انداختن در رفتگي لگن :

براي جا انداختن لگن در رفته در صورتي كه جاي در رفتگي هنوز گرم باشد يك نفر كمر مصدوم و شخص ديگري پاي وي را گرفته در حالي كه مصدوم را از دو سو به ناحيه مخالف مي‏كشند، شكسته بند با فشار دست خود ناحيه توپي لگن را بهداخل هدايت مي‏كند.

 جا انداختن كشكك زانو

براي اين كار ابتدا عضو رابا روغن حيواني يا نباتي مالش داده و نرم مي‏كنند. سپس شكسته‏بند كشكك را در جهت عكس در رفتگي با فشار كف دست خود به جاي اوليه هدايت مي‏كند.

 جا انداختن در رفتگي روي پا

براي اين كار شكسته بند پاشنه پاي خود را روي ناحيه در رفته گذاشته سپس مصدوم راكول مي‏گيرد يعني ضمن اين كه با پاشنه خود به ناحيه صدمه ديده فشار وارد مي‏كند، مصدوم را همزمان با همين عمل به سمت بالا بلند مي‏كند

 جا انداختن در رفتگي مچ پا

براي جا انداختن مچ پا ناحيه صدمه ديده را با كلافي پارچه‏اي بسته و به آرامي پارچه را پيچ داده و سفت مي‏كنند. تا جايي كه قوزه پا در جاي خود افتد.

درمان شكستگي دنده

در صورتي كه دنده‏هاي شخصي شكسته شده يا ترك بردارند. مصدوم را چند روزي وادار به دميدن كوزه مي‏كنند. تا شش‏ها با پر شدن اكسيژن دنده‏ها را بالا براند. بعد مقداري سقز را گرم كرده و روي پارچه خام «متقال آب نخورده» مي‏كشند، تا به عنوان مشمع روي ناحيه شكسته شده بچسبانند. با بهبودي ناحيه شكسته شده سقز نيز خود به خود جدا مي‏شود. امروزه اغلب از مشمع‏هاي طبي استفاده مي‏شود.

شكستگي‏ها :

معمولاً شكستگي‏ها به دو دسته باز و بسته تقسيم مي‏شود. در شكستگي‏هاي باز استخوان عضو شكسته معمولاً از گوشت بيرون مي‏يد. در ايهن صورت شكسته‏بند با كمك دست‏هاي خود عضو را گرفته به سمت خود مي‏كشد تا قسمت شكسته شده را به هم تماس دهد. بعد مرهمي از تركيب زرده تخم مرغ و عسل وآرد تهيه كرده   و روي پارچه خام مي‏كشد بعد عضو را با آن مي‏بندد با اين مهم كه اگر ناحيه‏اي از عضو زخمي شده روي آن بايد باز باشد. سپس تعداد 4 تكه چوب به عرض دو سانتيمتر و طول بيست سانتيمتر در چهار سوي عضو گذاشته و با پارچه بسته وثابت مي‏كند. معمولاً پس از دو روز عضو را براي بررسي مجدد باز مي‏كنند. در صورتي كه عضو رو به بهبودي رود  ورم كرده و توليد خارش مي‏كند. نهايتاً عضو شكسته شده در مدت يك ماه بهبودي مي‏يابد.

اشخاصي كه به امور طب سنتي مي‏پردازند عبارتند:

– شكسته‏بندها :‌ كه به نام سينخچي معروف مي‏باشند.

– دلاك‏ها : يا سلمان‏ها كه به انجام اموري چون ختنه اطفال، دندان كشيده حجامت مي‏پردازند.

ماما يا قابله محلي

به انجام امور زايمان، ناف گيري، كوپ انداختن، گرفتن ديلجك و حجامت زنان مي‏پرداختند.

بتچي

فردي كه به درمان بيماري‏هاي ناشي از دل درد مي‏پردازد.

چويچي

فردي كه مي‏تواند از گلوي اطفال خوراكي را بيرون بكشد.

دميرو

فردي كه اجاق دار است و مي‏تواند بيماري سالك را به وسيله تف و دم خود درمان كند.

اون كس

فردي كه داراي اجاق بوده و درد و ورم كه در سمت راست بدن ايجاد مي‏شود، خارج كند.

ال جي

اين فرد مي‏تواند با تسخير ارواح مزاحم كه باعث بيماري ترس مي‏شوند، بيماران را درمان كند.

دعا نويس

اين فرد معمولاً از ملاها بوده و بااستفاده از كتب ويژه مي‏تواند علت ترس بيماران روحي را تشخيص داده و دعاي مربوطه را بنويسد.

عطاران (زالواندازان)

فروشندگان داروهاي گياهي كه بيشتر در شهرها ساكن مي‏باشند. معمولاً اين فروشندگان يا خود زالو مي‏گذارند يا به خود بيمار مي‏فروشند.

صوفي يا اوسان چي (مارگير)

به دفع ما از منازل پرداخته و به دمان مارگزيدگي مي‏پردازد.

تهیه و تنظیم  :

مهندس اسلام بابایی

کارشناس ارشد کشاورزی

 

 

 

نظرات بسته شده است.

7783